کسب و کارهای نوین


کوپن تخفیف 50 درصدی

+ تدارک طرح برای بازاریابی یک وب سایت

ایجاد یک طرح بازاریابی برای وب سایت نه ترسناک است و نه مشکل . این کار نه نیاز به مدرک بازاریابی دارد و نه تجربه آنچنانی. می توانید خودتان انجام دهید فقط به شرط اینکه یک مقدار وقت مفید برای این طرح بگذارید.

آیا یک طرح بازاریابی برای وب سایتتان تدارک دبده اید؟ اگر این کا ر را نکرده اید وقت آن است که برای توسعه وب سایتتان به فکر بیفتید. یک طرح خوب بازاریابی برای یک تصمیم گیری بلندمدت و بهبود روز به روز آن کمک می کند. بدون یک طرح بازاریابی، داشتن این وب سا یت بیشتر یک خرج تراشی برای شما خواهد بود تا یک درآمد. ایجاد یک طرح بازاریابی برای وب سایت نه ترسناک است و نه مشکل . این کار نه نیاز به مدرک بازاریابی دارد و نه تجربه آنچنانی. می توانید خودتان انجام دهید فقط به شرط اینکه یک مقدار وقت مفید برای این طرح بگذارید. راههای مختلفی برای نوشنن یک طرح بازاریابی وب سایت وجود دارد که یکی از آنها توسعه یک طرح بازاریابی طی پنج مرحله به شرح زیر است: رئوس طرح بازاریابی : 1-جمع اوری و تجزیه تحلیل اطلاعات 2-تشخیص رقبای اصلی 3-توسعه اهداف وب سایتتان 4-ایجاد استراتژی 5-انتخاب برنامه های بازاریابی در حین توسعه طرح بازاریابی وب سایت خود تجربیات و دانش خود را از انجام این پنج مرحله افزایش دهید.
 1- جمع اوری و تجزیه تحلیل اطلاعات برای ایجاد این طرح نیاز به اطلاعات شرکتتان،رقبا،مشتریان و دیگر عوامل وابسته خواهید داشت. این همان اطلاعاتی است که در مورد حرفه شما و محصولات و ساختار قیمت گذاری و کانالهای توزیع مربوط به آن در اینترنت گردآوری شده است . توسط این تطلاعات می توانید صنعت و حرفه خود را کامل تجزیه و تحلیل کنید و به راحتی همه مشتریان خود را بشناسید.
 2-تشخیص رقبای اصلی حریفان اصلی اینترنتی خود را که می خواهید بر آنها پیروز شوید را لیست کنید. بر اساس این اطلاعات بهتر می توانید طرح مورد نظر را پایه ریزی کنید. شاید حتی نیاز باشد این رقبا را در فرمهای سئوالی بنویسید چگونه ما .............؟ . وقتی طرح بازاریابی تکمیل شد به این سئوال پاسخ خواهد داد چگونه میتوانیم این حریفان را هدف بگیریم ؟ .
 3-توسعه اهداف وب سایت این اهداف همان اشکال (تصاویر) بزرگ هستند . هدف شما به همه سوالات و شروط جواب می دهد چگونه می توانم بر رقبای بازار پیروز شوم؟ .برای مثال اگر حریف اصلی سایت شما نشان می دهد که مثلا چگونه توسط وب ساییتان مشتری جذب کنید ، یک موضوع برای طرح بازاریابی وب سایتتان می تواند به شرح زیر باشد: افزایش سرویس دهی آنلاین به مشتریان با کیفیتی که ادعا می کنید و علاقمند کردن آنان
 4-خلق استراتژی استراتژی هدف شما را برآورده می کند، خط مشهای رسیدن به هدف را معین می کند. برای مثال استراتژی برای رسیدن به هدف نهایی مرحله 3 می تواند شامل این موارد باشد : -ارتباطات ، اطلاعات و آموزشهای آنلاین را بهبود ببخشید. -آگاهی از سایتتان و علاقه به آن را در اینترنت زیاد کنید ( تبلیغات برای سایت و درج مطالب مورد نظر بازدیدکنندگان) -با بازدیدکنندگان سایت رابطه برقرار کنید و مزایای واردشدن و ماندن در سایتتان را برایشان مطرح کنید. نوشتن طرح : به محض آماده شدن یک طرح اجمالی مبسوط ، در صورت نیاز راههای زیادی برای نوشتن طرح نهایی وجود دارد. اگر شما کارمند یک شرکت هستید ممکن است فرمتهای خاصی برای اینکه بر اساس آنها پیش برود در شرکتتان وجود داشته باشد .همچنین می توانید بعضی از الگوهای طرح نویسی را هم بصورت آماده از اینترنت پیدا کنید

نویسنده : zadbakhsh ; ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۸/۳٠
    پيام هاي ديگران()   لینک

کوپن تخفیف 50 درصدی

+ معما جالب بیل گیتس برای استخدام در مایکروسافت

معمای جالب بیل گیتس

دو اتاق در مجاورت هم قرار دارند. هر کدام یک در دارند ولی هیچکدام پنجره ندارند. درهایشان که بسته باشد درون اتاقها کاملا تاریک است. در یک اتاق سه چراغ برق به توانهای ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات و در اتاق دیگر سه کلید برق مثل هم وجود دارد. ما نمیدانیم کدام کلید کدام چراغ را روشن می کند ( مثلا نمیدانیم آیا کلید وسطی مربوط است به چراغ وسطی یا به چراغهای دیگر اما بطور قطع میدانیم که هر کدام از کلید ها یکی از چراغها راروشن میکند. همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم). شما معلوم کنید که هر کلید مربوط به کدام چراغ است. برای اینکار و در شروع، شما باید در اتاق کلیدها باشید و کار را از آنجا شروع کنید. شما میتوانید هر چند مرتبه که بخواهید کلیدها را روشن و خاموش کنید. اما شما تنها هستید و نمی توانید از کسی کمک بگیرید وهیچگونه وسیله ای هم خواه برقی خواه غیر برقی بهمراه ندارید و مهمتر از همه اینکه شما حق ندارید بیش از یکبار وارد اتاق چراغها شوید و وقتیکه وارد شدید وبیرون آمدید، دیگر نمیتوانید مجددا وارد آن اتاق بشوید. این معما را بیل گیتس در سال 2002 طراحی کرد تا از بین 100 مهندس یکی را برای شرکتش انتخاب کند. حال بفرمایید که هر کلید کدام چراغ را روشن می کند؟
اگر نتوانستید معما را حل کنید به وب سایت کارآفرینان آتیه اندیش مراجعه کنید تا پاسخ آنرا بیابید.
آدرس پاسخ:http://www.fecenter.net/Pages/Article.aspx?id=50

نویسنده : zadbakhsh ; ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۸/٢۸

کوپن تخفیف 50 درصدی

+ ده قانون طلائی گوگل

این که گوگل همه جوره بفکر کارمنداش هست یک موضوع انکار ناپذیره ولی آیا شما اسم این روتوجه به کارمندان می زارید یا به نوعی سر اونها رو گرم کردن؟
مصداق همون پخش موسیقی برای گاوها موقع شیردهی که میزان شیردهی اونها رو افزایش می داد. حالا کمی وارد عمق قضیه می شیم تا بهتر اهداف گوگل رو برای این کار درک کنیم.

کارمندان گوگل بسیار مفید و در اصطلاح productive هستند.

مسئولین ارشد بخش کارمندان گوگل به یک نتیجه مهم دست یافته اند: مهندسان و کارمندان مملو از علم ما انتظار دارند که به خاطر علمشان به آنها رسیدگی شود، نه اینکه صرفا یک کارمند رسمی ساعت 9 تا پنج باشد (nine to five) . این شناخت یعنی ما طوری به کارمندان خود خدمات می دهیم که ماکزیموم (حداکثر) کارایی خود را در ساعات کاری ارائه کنند.

حال گوگل برای جذب هر کارمند کار آمد ده استراتژی بسیار موثر را برای خود دارد: بینید!

استراتژی اول: استخدام کمیته ای) هر کس خواهان استخدام در گوگل باشد باید حداقل با 6 نفر مصاحبه انجام دهد، هر مصاحبه یک بعد از فرد را پوشش می دهد و در نهایت فرد با نظر کمیته ناظر استخدام می شود. این استراتژی از اویل کار گوگل به کار برده شده و گفته می شود با اینکه کمی پروسه (فرآیند) استخدام را طولانی می کند ولی به هر حال سود زیادی عائد گوگل شده است ( همین که از کارمنداش ضرر نکرده یه سود خیلی بزرگه)

استراتژی دوم حذف نیازها و دل مشغولی های هر کارمند از مشغله او می باشد. یعنی گوگل تغذیه سالم، شستشوی ماشین، حمل و نقل با توبوس، ورزش، اتاق های ماساژ، اصلاح و آرایش مو و خیلی دیگر از مواردی را که ممکن است کارمند را مشغول خود کند برای آنها تامین می کند. یک برنامه نویس باید برنامه بنویسد نه اینکه نگران اتو کردن کت وشلوارش باشد. (این قضیه برای خود من خیلی جالب است، مصداق یکی از داستان های ادبی که خطیبی زبردست برای پادشاه مصر نامه می نوشت که ناگهان متوجه می شود در خانه آرد ندارد، این موضوع بقدری آزارش می دهد که در نامه رسمی پادشاه می نویسد “آرد نماند” و متوجه هم نمی شود. مدتی بعد پادشاه مصر اورا فرامی خواند و از مال و منان دنیا و ضروریات زندگی هرچی که هست در اختیارش قرار می ده و می گه : خطیبانی مثل شما که مسئولیت سنگینی بر عهده دارید باید همه چیزتان تامین باشد تا در اجرای امور خود دچار مشکل و دردسر نشوید)



روش بعدی گوگل جمع کردن همه کنار هم هست. تمام پروژه های گوگل مبتنی بر تیم اجرا می شن، و کار تیمی یعنی باهم بودن. لذا تو گوگل اتاق کم به چشم می خوره، کارمندان برای اجرای پروژه معمولا کنار هم هستند و نیازی نیست که زنگ بزنن، ایمیل بفرستند یا … . حتی من شنیدم یکی از مدیران عامل یکی از شعبات اتاق خودش رو با بقیه به اشتراک گذاشته بود و خودش هم پیش برنامه نویسان حرفه ای می نشست و این رو بهترین راه برای یاد گرفتن موارد تازه می دونست.

آسان ساختن همکاری راهکار بعدی گوگلی هاست. کارمندان هر هته یکبار از فعالیت های خود یک snippet یا یک یادداشت برای همه می فرستند. این به اشتراک گذاری می تونه همه رو از کارهای بقیه آگاه کنه و گامی موثر در synch یا همسان سازی شارش کاری بحساب می آد.

پنجمین استراتژی استفاده از یک شبکه وب داخلی برای اطلاع رسانی به کارمندان هست. به این شرح که یک وب در داخل تمام اطلاعات رو در بر داره، مثلا اطلاعات پروژه ها، میزان پیشرفت اونها و … . حتی گوگل معتقد هست یکی از عواملی که باعث شد جیمیل خیلی موفق از آب دربیاد این بود که این سرویس میل ماه ها در خود گوگل بصورت داخالی بر روی شبکه در حال اجرا بود. این یعنی متخصصین گوگل فرصت کافی برای یافتن خطاها و اصلاح اونها رو داشتند.

تشویق خلاقیت یکی دیگر از راهکارهای گوگل است. همانطور که شاید بدانید کارمندان گوگل 20 درصد از زمان خود را می توانند صرف کار برروی پروژه های خود انجام دهند. حتی یک نرم افزار در شبکه گوگل به عنوان جعبه پیشنهادات دائم در دسترس کارمندان است. کارمندان می توانند ایده های خود را در این جعبه نوشته و بقیه نیز می توانند برای آنها نظر صدر کنند یا آنها را رتبه بندی کنند. گفته می شود بسیاری از نوآوری های گوگل از همین جعبه به دست می آید.

در قانون هفتم گوگلی ها معتقند که “بیشتر، بیشتر از کمتر می داند”. این یعنی تصمیم گیری بر اساس نظر همه اجرا می شود. در گوگل مدیر عامل یک جمع کننده نظرات است نه صادر کننده رای. تصمیم گیری در گوگل اگرچه به این دلیل کمی طولانی می شود ولی در نهایت بهترین و عامه پسند ترین رای ها صادر می شوند.

بدصفت نباشید! این قانون و شعار گوگل است. در گوگل هیچ کس صندلی پرت نمی کند و این یعنی بالا بردن صبر و احترام کارمندان نسبت به یکدیگر. م بر خلاف بسیاری از شرکت ها که یک سری مدیر هستند و به زیر دستان زور می گویند، گوگل محفل آزادی و آسودگی است.

نهمین قانون گوگل up-to-date بودن است. در هریک از زمینه هایی که گوگل به فعالیتمی پردازد تعدادی آنایز کننده و متخصص دائم در حال جمع آوری اطلاعات بروز آن زمینه می باند.

و در نهایت قانون آخر گوگل برای خلق محیطی کاملا کارا و مناسب برگزاری مراسمی در روزهای جمعه می باشد. تازه وارد ها معرفی می شوند. سوال و جواب هایی پرسیده می شود و از کارمندان به نحوه احسنت پذیرایی می شود. این یعنی مدیران کامل در جریان امور کارمندات قرار می گیرند و بلعکس! یک محیط کاملا محیا برای یک کار سرشار از اعتماد

منبع: کاریزما مشاور

نویسنده : zadbakhsh ; ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۸/٢٧

کوپن تخفیف 50 درصدی

+ 45 نکته مدیریتی


١. اجرا بزرگ‌ترین مسالهء مطرح نشده در مدیریت امروز است و نبود آن بزرگ‌ترین مانع موفقیت و بیش‌تر ناکامی‌هایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته می‌شود.

2. شرکت‌هایی که برای کارهای درست وقف شده‌اند و برای مسوولیت‌های اجتماعی خود تعهدنامه‌ای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آن‌ها‌یی هستند که این کارها را نمی‌کنند.

3. به جای پرداختن به برنامهء استراتژیک, به تفکر و ایده‌های استراتژیک روی آورید.

4. در بازاریابی نوین (بازاردانی) به جای داشتن سبد محصولات باید به داشتن سبد مشتریان توجه داشت.

5. رمز برد و پیروزی روشن است: «بکوشیم تا در یک زمینه دوبار بازنده نشویم.»

6. انسان در بازی گاهی می‌برد و گاهی چیز یاد می‌گیرد.

7. هنر بازاریابی امروز< ,فروش یخچای به اسکیمو نیست,> بلکه اسکیمو را به عنوان یک مشتری خشنود همواره در کنار داشتن است.

8. مشتریان زبان گویایی دارند, اگر بی‌واسطه با آن‌ها در ارتباط بوده و گوشی شنوا داشته باشیم می‌توان از ایشان چیزهای زیادی یاد گرفت.

9. مسیر ناهموار تحوی باید به‌کوشش خود مدیر پیموده شود, زیرا تحوی چیزی نیست که مدیر فرمان دهد و دیگران اجرا کنند.

10. به جای شغل, در پی مشتری باشید, اگر انسان بتواند محصولی عرضه کند که خواهان داشته باشد, از بیکاری نجات‌یافته است.

11. دنیا را دوگونه می‌توان تغییر داد: <با قلم (کاربست اندیشه) و با شمشیر (کاربست زور)

12. می‌توان مدیر مردم نبود ولی آنان را دوست داشت,‌اما بدون عشق به مردم نمی‌توان آن‌ها را مدیریت کرد.

13. مدیریت یعنی هنر جلب پیروی داوطلبانهء دیگران.

14. موفقیت اغلب باعث غرور شده و غرور باعث شکست می‌شود.

15. برای پیروزی ابلیس, کافی است آدم‌های خوب دست روی دست بگذارند.

16. هزینهء به دست آوردن یک مشتری تازه, حداقل پنج برابر هزینهء خشنود نگه‌داشتن مشتریان کنونی است.

17. هر کس می‌تواند سررشتهء کار خویش را به دست گرفته و آن را به مسیر دلخواه ببرد.

18. مدیریت هنر گوش دادن به دیگران است. چنانچه به سخنان کسی خوب گوش فراندهید, نمی‌توانید درون او را بشناسید.

19. توان یادگیری و به کار بستن با شتاب آموخته‌ها, بزرگ‌ترین امتیاز رقابتی را در اختیار سازمان می‌گذارد.

20. اولین روش برآورد هوش یک فرمانروا این است که به آن‌هایی که در اطرافش گرد آمده‌اند بنگریم.

21. اگر بتوانید همهء کارکنان یک سازمان را به سوی یک هدف مشترک بسیج کنید, در هر رشته و در هر بازار و در برابر هر رقیبی, در هر زمانی موفق خواهید شد.

22. بیش‌تر انسان‌ها ترجیح می‌دهند بمیرند اما فکر نکنند, خیلی‌ها هم فکر کردن را بر مرگ ترجیح می‌دهند.

23. مدیر عامل آگاه کسی است که به جای رویین‌تن شدن, به همکاران خود اعتماد کند.

24. تمایز یک محصوی باید در راستای ذهنیت مصرف‌کننده صورت گیرد, نه مخالف آن.

25. در طوی تاریخ بیش‌تر کامیابی در دست‌یابی به منابع طبیعی مانند زمین, طلا و نفت بوده است, اما اکنون ناگهان ورق برگشته و دانش به جای آن نشسته است.

26. در بیش‌تر موارد, کشورهای فقیر از نظر دارایی‌ها ثروتمند اما از نظر سرمایه فقیرند, دارایی را نمی‌توان تبدیل به سرمایه کرد مگر آن که قانون حاکم باشد.

27. آن‌هایی که از جای خود می‌جنبند, گاهی می‌بازند و آن‌هایی که نمی‌جنبند, همیشه می‌بازند.

28. اگر همه چیز مهم باشد, پس بدان که هیچ چیز مهم نیست.

29. مدیران پیروزمند دنیای امروز, رمز پیروزی سازمان خود را بهره‌مندی از انسان‌ها فرهیخته می‌دانند.

30. حداکثر شادی و خشنودی انسان‌ها زمانی به دست می‌آید که در شغل هم‌راستا با شخصیت (هوشمندی) خود, به کار گمارده شوند.

31. نقش مدیر این است که به درون فرد نفوذ کند و هوشمندی بی‌همتای او را کشف کند و به عملکرد تبدیل نماید.

32. مدیران برجسته نه تنها تفاوت کارکنان را می‌پذیرند, بلکه بر این تفاوت‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند. شاگرد تنبل, احمق یا ضعیف وجود ندارد,

33. تنها چیزی که وجود دارد معلم خوب یا ضعیف است.

34. زندگی ارزشمندتر از آن است که تنها به امید فرارسیدن دوران بازنشستگی کار کنیم.

35. نه پیروزی پایدار است و نه شکست مرگ‌آور.

36. به کارکنانتان بگویید هیچ‌گاه اجازه ندهند قربانی واقع شوند; اما اگر چنین احساسی دارند بهتر است بروند جای دیگری کارکنند.

37. صدای کردار, از صدای گفتار بلندتر است.

38. هرگاه در بازی شطرنج در حای باختن هستم, به طور پیوسته از جای خود بلند شده و سعی می‌کنم صفحه را از پشت سر رقیبم نگاه کنم, آن گاه به حرکت‌های احمقانه‌ای که انجام داده‌ام پی می‌برم.

39. دانستن کافی نیست, باید اقدام کرد. خواستن کافی نیست, باید کاری کرد.

40. اگر می‌خواهید دلیل خوب کار نکردن کارکنانتان را بدانید, کنار آینه بروید و دزدانه بدان نگاه کنید.

41. جلسه‌ای که خوب اداره نشود, حاصلی جز اتلاف زمان ندارد.

42. بهترین راه پیش‌بینی آینده, ساختن آن است.

43. یک مشتری خشنود, رضایتش را به سه نفر می‌گوید, اما یک مشتری ناخشنود 20 نفر را باخبر می‌کند.

44. کسی را سرزنش نکنید, به جای بحث دربارهء این‌که چه کسی باعث وقفه در پیشرفت است, در مورد این‌که چه چیز مانع پیشرفت است بحث کنید.

45. زمانی دست از کار بکشید که کار شما انجام شده باشد, نه آنگاه که خسته شده‌اید

منبع: fecenter.net

نویسنده : zadbakhsh ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۸/٢٦