کسب و کارهای نوین


کوپن تخفیف 50 درصدی

+ عزیزم تو درس بخون، پولش با من

به نظر  من، نمی توان  تفکر شروع کسب و کار را به سن و سال خاصی محدود کرد. اینکه خیلی از جوانان ما تصور دارند که با شروع تحصیل در دانشگاه یک کار تضمین شده پس از فراغت از تحصیل انتظار آنان را می کشد و تمامی صنایع، مراکز تولیدی و خدماتی چشم انتظار و بی قرار آنها هستند، تفکری پوچ و بی اساس است که البته محیط اطراف و جو حاکم بر ذهن جوانان زاینده این تفکر است. حتی بسیاری پس از اینکه در کنکور قبول نشدند تمام وجودشان را احساس یاس ونا امیدی وافری به دلیل  از دست دادن فرصتهای طلایی  فرا می گیرد. آنهایی هم که دانشگاه را به اتمام می رسانند تازه با بحرانی روبرو می شوند که تابحال اصلا به آن نیاندیشیده بوند.
بازار کار محدود که مسلما جوابگوی این همه فارغ التحصیل مختلف در رشته های متنوع که بسیاری از آنها حتی کاربردی نیز نیستند روبروی آنها قرار دارد و در این زمان است که متوجه  سن بالا و جیب خالی خود می شوند. البته آنها دقیقا بی تقصیرند، در بسیاری از خانواده ها قبولی در کنکور و دانشگاه، امتیازی بسیار بالا محسوب می شود بدون توجه به اینکه خود تحصیل و دانشگاه چه جایگاهی در روند زندگی این جوان دارد. بسیاری از والدین با قراردادن امتیازهایی که  مسلما برای  تمامی جوانان مقدور نیست ، می خواهند جوان خود را به دلیل قبولی در رشته یا دانشگاه مورد نظر تشویق کنند. شهریه دانشگاه، اتومبیل، تلفن همراه، وسایل تفریحی متفاوت، خانه شخصی در شهرستان پذیرفته شده .... همگی اینها به این دلیل که فرزند فقط در دانشگاه قبول شده در اختیارشان قرار می گیرد.
لطفا توجه کنید... همگی در اختیارشان قرار می گیرد. این جوانان برای بدست آوردن این موارد هیچ زحمتی نیز نمی کشند. بلکه تمامی امکانات در اختیارشان قرار می گیرد و این بدترین قسمت ماجراست.  البته  در تمامی موارد، مطالب یاد شده صادق نیستند و هستند بسیاری از عزیزانی که برای تحصیل خودشان مجبورند به کار بپردازند که البته در فردای کسب و کار موفق ترند.
تحصیل تنها دیدی باز و گستره تری را پیش روی دانشجویان می نمایاند و هیچ وظیفه دیگری نسبت به آینده کاری آنها در این بازار کار محدود امروز کشور ما ندارد و نباید هم داشته باشد. ما به جوانان خود یاد داده ایم که داخل یک چرخه ثابت شوند و مانند هم ثابت فکر کنند که تو باید تحصیل کنی، دیپلم بگیری، وارد دانشگاه شوی و در نهایت هم استخدام گردی.
توجه کنید: استخدام...
در جامعه ما کمتر اتفاق می افتد که کسی این چرخه را بشکند تا کسب وکاری مبتنی بر آنجه که در دانشگاه آموخته خود راه اندازی نماید. به دلیل اینکه این چرخه یاد شده هیچ گاه نمی شکند. و یک دلیل این ذهنیت سازی، ابتدا والدین جوانان هستند. خانه و والدین بیشترین اصطکاک را با جوان دارند و اگر بخواهند می توانند ذهنیات آنان را مطابق با واقعیات بیرون و خارج از حیطه حمایت والیدین تغییر دهند.

سال قبل سایت  www.Businessweek.com  لیست بیست و پنج میلیونر زیر بیست و پنج سال را منتشر کرد که نام یک جوان ایرانی مقیم ایالات متحده، سیامک تقدس به همراه دیوید هاوزر نیز در این لیست به چشم می خورد.


به غیر از تفاوت های اقتصادی و اجتماعی کشور ما با کشور های دارای اقتصاد باز، ابتدایی ترین گام برای ما فرهنگ سازی کسب وکار در میان خانواده هاست. اینکه جوانانی که در سن و سال پایین شروع به کار می کنند، در ارائه کسب و کارهای نوین موفق تر، و باهوش تر از دیگران است باید به تک تک آنها گوشزد شود. شروع کسب و کار هیچ سن و سالی را نمی شناسد و مانند تمام آموزشهای در حین رشد نوجوانان، روشهای کسب و کار و برخورد با مفاهیم پول و بازار نیز باید به آنها آموزش داده شود و گرنه با سیلی از جوانان بالای 25 سال برمی خوریم که حتی یاد نگرفته اند چگونه یک چک را پشت نویسی کنند چه برسد به اینکه بخواهند مانند جوانان دیگر کشورهای پیشترفته بازارهای جهانی را تصاحب نمایند.
نویسنده : zadbakhsh ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۳/۱۱
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک