﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>خلاقیت و کارآفرینی،کلید ایجاد کسب و کارهای نوین</title>
    <description>zadbakhsh's description</description>
    <link>http://zadbakhsh.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>zadbakhsh</managingEditor>
    <lastBuildDate>Thu, 29 Dec 2011 17:54:47 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>چرا تشویق مردم به کارآفرین شدن یک سیاست عمومی نادرست است</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مقاله ای که پیش رو دارید، اثر اسکات شین و به ترجمه وحید فعالیت می باشد. توضیحات در مورد نویسنده به خوبی در خود متن آورده شده، و این مطلب از این نظر مهم است که همانطور که تیتر این مقاله تکان دهنده است، نگارنده آن نیز در این باب، دستی بر آتش دارد و نه اینکه یک تیتر شعاری را آورده باشد. از همه اندیشمندان دعوت می کنم که به نوعی نگاه دیگر که در بطن این مقاله نهفته است، توجه فرمایند:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در سال&amp;zwnj;های اخیر کارآفرینی به شدت مورد توجه محققان و سیاست&amp;zwnj;گذاران قرار گرفته است که این مساله اغلب منتج از این دیدگاه است که کارآفرینی می&amp;zwnj;تواند یکی از راهبردهای مناسب برای رشد اقتصادی و رفع بیکاری باشد. دیدگاه مذکور به طور زیادی مورد توجه مسوولان کشور ما نیز قرار گرفته است که نمود بارز این مساله را می&amp;zwnj;توان در سخنرانی&amp;zwnj;ها، مکاتبات و مصوبات مقامات ذی&amp;zwnj;نفوذ کشور مشاهده کرد. این مقاله نگاه نقادانه و عمیق&amp;zwnj;تری به سیاست&amp;zwnj;های کارآفرینی رایج دارد و می&amp;zwnj;تواند در تصمیم&amp;zwnj;سازی و تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های آتی سیاست&amp;zwnj;گذاران حوزه&amp;zwnj;های مربوطه بسیار مفید باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #333300; font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;در اهمیت این مقاله باید اشاره کرد که اسکات شن برنده &amp;laquo;جایزه جهانی برای تحقیقات حوزه کارآفرینی&amp;raquo; در سال 2009 است. همچنین منبع اصلی این مقاله کتاب اخیر او با عنوان &amp;laquo;توهم کارآفرینی: افسانه پرهزینه&amp;zwnj;ای که کارآفرینان، سرمایه&amp;zwnj;د&amp;zwnj;اران و سیاست&amp;zwnj;گذاران با آن زندگی می&amp;zwnj;کنند&amp;raquo; است و این مقاله در مراسم اهدای جایزه، در استکهلم سوئد توسط وی ارائه شده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;بقیه در ادامه مطلب ...&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;چکیده&lt;br /&gt;سیاست&amp;zwnj;گذاران اغلب براین عقیده هستند که ایجاد شرکت&amp;zwnj;های نوپای بیشتر، موجب خروج از رکود اقتصادی و کسادی و ایجاد شغل و خلق نوآوری می&amp;zwnj;شود. این دیدگاه دارای نقص است و کاستی این تفکر در این است که شرکت&amp;zwnj;های نوپای معمولی نوآورانه نیستند و اشتغال و ثروت اندکی ایجاد می&amp;zwnj;کنند. رشد اقتصادی و ایجاد شغل از طریق کارآفرینی، تنها یک بازی شانسی و تصادفی نیست؛ بلکه از طریق تشویق به تشکیل شرکت&amp;zwnj;های باکیفیت و رشد بالا حاصل می&amp;zwnj;شود. سیاست&amp;zwnj;گذاران باید اعطای یارانه به شرکت&amp;zwnj;های نوپای معمولی را متوقف سازند و روی ایجاد مجموعه&amp;zwnj;هایی با پتانسیل رشد بالا تمرکز کنند. اگرچه دولتمردان قادر به انتخاب بهترین&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها نیستند؛ اما در عوض آنها می&amp;zwnj;توانند شرکت&amp;zwnj;های نوپایی که پتانسیل اندکی برای ایجاد شغل و بهبود رشد اقتصادی دارند را شناسایی کنند و به وسیله حذف مشوق&amp;zwnj;های ایجاد این&amp;zwnj;گونه شرکت&amp;zwnj;ها، موجب بهبود میانگین عملکرد کسب&amp;zwnj;و&amp;zwnj;کارهای جدید شوند. &lt;br /&gt;1- مقدمه&lt;br /&gt;سیاست&amp;zwnj;گذاران به یک افسانه پرخطر معتقد هستند. آنها فکر می&amp;zwnj;کنند که شرکت&amp;zwnj;های نوپا در حکم یک نسخه جادویی هستند که اقتصاد منطقه را از حالت رکود خارج خواهند ساخت، باعث خلق نوآوری و ایجاد شغل خواهند شد و به صورت اعجاب&amp;zwnj;آوری اقتصاد را به حرکت در خواهند آورد. حتی اقتصاددان برجسته&amp;zwnj;ای نظیر ادوارد لیزیر (2004، ص 649) نیز بیان می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;کارآفرین، تنها بازیگر مهم در اقتصاد مدرن است&amp;raquo;. بنابراین دولت&amp;zwnj;ها با ارائه تسهیلاتی نظیر پرداخت وجوه، وام، یارانه&amp;zwnj;ها، معافیت&amp;zwnj;های مقرراتی و مالیاتی مردم را تشویق به راه&amp;zwnj;اندازی کسب&amp;zwnj;و&amp;zwnj;کار &lt;br /&gt;(هر نوع آن) می&amp;zwnj;نمایند. برای مثال اظهارات رییس&amp;zwnj;جمهور سابق ایالات متحده آمریکا، جورج بوش، در کنفرانس مربوط به هفته کسب&amp;zwnj;و&amp;zwnj;کارهای کوچک را مدنظر قرار دهید (بوش، 2006): &lt;br /&gt;&amp;laquo;کسب&amp;zwnj;و&amp;zwnj;کارهای کوچک برای نیروی کار ما حیاتی است..... به همین دلیل، منطقی است که کسب&amp;zwnj;و&amp;zwnj;کارهای کوچک را به عنوان شالوده سیاست&amp;zwnj;های اقتصادی محرک رشد نگاه کنیم.... سازمان کسب&amp;zwnj;و&amp;zwnj;کارهای کوچک به طور جد تلاش می&amp;zwnj;کند که فرآیند ایجاد شرکت را برای مردم آسان&amp;zwnj;تر سازد. ما می&amp;zwnj;دانیم که بعضی وقت&amp;zwnj;ها، مردم ایده&amp;zwnj;های خوبی دارند؛ اما آنها مطمئن نیستند که چگونه باید آن را شروع کنند.... و بنابراین تعداد وام&amp;zwnj;ها در SBA نسبت به زمان شروع ریاست&amp;zwnj;جمهوری من، دو برابر شده است.&amp;raquo;&lt;br /&gt;آقای گوردون براون، نخست وزیر انگلیس، در سخنرانی خود در صندوق بین&amp;zwnj;المللی پول چنین بیان کرده است (براون، 1998): &amp;laquo;در حالی که سطح بهره&amp;zwnj;وری در بریتانیا، 40&amp;zwnj;درصد پایین&amp;zwnj;تر از آمریکا و 20&amp;zwnj;درصد کمتر از فرانسه و آلمان است، نمی&amp;zwnj;توان بستر و تجهیزات را در بریتانیا مناسب توصیف کرد. بنابراین ما قصد داریم با مشارکت صنایع مختلف در طول سال آینده، وظیفه برطرف&amp;zwnj;سازی هرنوع مانع را در مقابل بهره&amp;zwnj;وری، رونق و ایجاد شغل آغاز کنیم. این کار نیازمند سیاست&amp;zwnj;هایی در جهت توسعه کارآفرینی و کسب&amp;zwnj;و&amp;zwnj;کارهای کوچک است.&amp;raquo;&lt;br /&gt;این یک سیاست نادرست است. تشویق مستمر مردم برای شروع کسب&amp;zwnj;و&amp;zwnj;کار موجب تقویت رشد اقتصادی یا ایجاد شغل بیشتر نخواهد شد، چراکه در حالت کلی، شرکت&amp;zwnj;های نوپا، منبع تحرک رشد یا ایجاد اشتغال نیستند. &lt;br /&gt;شاید شما شگفت&amp;zwnj;زده شوید؛ چرا که این مساله در تضاد با مباحث رایج است و حتی شاید به نظر غیرمنطقی برسد. به هر حال، شرکت&amp;zwnj;هایی نظیر SAP در صنعت نرم&amp;zwnj;افزار، Google در اینترنت و Genentech در بیوتکنولوژی همه مثال&amp;zwnj;های موفقی از شرکت&amp;zwnj;های نوپا هستند و این فهرست به این شرکت&amp;zwnj;ها محدود نمی&amp;zwnj;شود. EasyJet و Wal-Mart نیز شرکت&amp;zwnj;های نوپایی هستند که زمان طولانی از عمرشان نمی&amp;zwnj;گذرد. آیا به طور حتم این شرکت&amp;zwnj;ها در رشد اقتصادی می&amp;zwnj;توانند موثر باشند؟&lt;br /&gt;2- افسانه رشد اقتصادی&lt;br /&gt;شرکت&amp;zwnj;های نوپای ذکر شده به طور یقین در رشد اقتصادی موثر هستند، اما این شرکت&amp;zwnj;ها از نوع معمولی نیستند. در ایالات متحده، شرکت نوپای رایج، شرکتی است که در حوزه خدمات شخصی یا خرده&amp;zwnj;فروشی فعالیت می&amp;zwnj;کند و حدود 25000&amp;zwnj;دلار در آن توسط موسس بنگاه سرمایه&amp;zwnj;گذاری صورت پذیرفته است (هورست و لوساردی، 2004) و به احتمال زیاد این کسب و کارها خانگی هستند (پرات، 199) و موسس بنگاه در آرزوی به دست آوردن 100.000 &amp;zwnj;دلار درآمد در پنج سال است. (هاینس، 2001). اکثریت افرادی که اقدام به تاسیس کسب&amp;zwnj;وکار جدید می&amp;zwnj;کنند، جزو شرکت&amp;zwnj;های رشدکننده و مولد اشتغال و ثروت به شمار نمی&amp;zwnj;آیند، بلکه این کسب و کارها بیشتر در راستای جایگزین یابی برای شغل دستمزدبگیری تاسیس شده&amp;zwnj;اند و اغلب آنها به جای آنکه با هدف ایجاد شرکت&amp;zwnj;های با رشد بالا تاسیس شده باشند، بیشتر با خوداشتغالی همخوانی دارند. (1) &lt;br /&gt;این پدیده منحصر به ایالات متحده نیست. با نگاهی به مجموعه داده&amp;zwnj;های مربوط به 34 کشور عضو دیده&amp;zwnj;بان جهانی کارآفرینی (GEM) مشخص می&amp;zwnj;شود که تاسیس یک شرکت نوپای معمولی در بین سال&amp;zwnj;های 1998 و 2003 به 11400&amp;zwnj;دلار سرمایه&amp;zwnj;گذاری نیاز داشته است، بنابراین حتی درآن زمان که شرکت&amp;zwnj;های معروفی همچون SAP، Google یا EasyJet تاسیس شده&amp;zwnj;اند؛ به هیچ&amp;zwnj;وجه شبیه کسب و کارهای جدید معمولی نبوده&amp;zwnj;اند. &lt;br /&gt;برای برخورداری از رشد اقتصادی بیشتر از طریق ایجاد شرکت&amp;zwnj;های نوپای بیشتر، شرکت&amp;zwnj;های جدید باید بهره&amp;zwnj;وری بیشتری نسبت به شرکت&amp;zwnj;های موجود داشته باشند، اما این موضوع اغلب اتفاق نمی&amp;zwnj;افتد. &amp;zwnj;هالتی&amp;zwnj;وانگر، لین و اسپلتزر (1999) با استفاده از داده&amp;zwnj;های سرشماری ایالات متحده و سایر داده&amp;zwnj;ها، رابطه بین بهره&amp;zwnj;وری و طول عمر بنگاه را مورد آزمون قرار دادند و نشان دادند که بهره&amp;zwnj;وری بنگاه با بیشتر شدن طول عمر بنگاه افزایش می&amp;zwnj;یابد. این موضوع بدین معنی است که حداقل در ایالات متحده، به طور میانگین بنگاه&amp;zwnj;های جدید نسبت به بنگاه&amp;zwnj;های موجود استفاده ناکارآیی از منابع می&amp;zwnj;کنند و این مساله نشانگر آن است که توسعه بنگاه&amp;zwnj;های موجود، بیشتر از ایجاد بنگاه&amp;zwnj;های جدید برای رشد اقتصادی مفید و موثر واقع می&amp;zwnj;شود. توجه کنید که بهره&amp;zwnj;وری اندک شرکت&amp;zwnj;های نوپای مورد بحث، زمانی که سابقه آنها زیادتر می&amp;zwnj;شود، بهبود نخواهد یافت؛ زیرا اغلب این نوع شرکت&amp;zwnj;ها در طول پنج سال اول از بین خواهند رفت. &lt;br /&gt;این الگو به دلیل آنکه رابطه مثبتی بین رشد اقتصادی و نرخ تشکیل شرکت&amp;zwnj;های نوپای معمولی در بلندمدت وجود ندارد، به نظر صحیح می&amp;zwnj;رسد. با ثروتمند شدن کشورها، نرخ ایجادشرکت&amp;zwnj;های نوپا کاهش می&amp;zwnj;یابد. ثروت اجتماعی موجب افزایش میانگین دستمزدها می&amp;zwnj;شود و این مساله سبب می&amp;zwnj;شود صاحبان کسب و کارها ماشین&amp;zwnj;آلات را جایگزین نیروی انسانی کنند. سرمایه (ماشین&amp;zwnj;آلات) نسبت به نیروی کار از صرفه&amp;zwnj;جویی&amp;zwnj;های ناشی از مقیاس (2) بیشتری برخوردار است. در نتیجه، افزایش استفاده از سرمایه موجب بزرگ&amp;zwnj;تر شدن بنگاه و استخدام افراد بیشتری می&amp;zwnj;شود که در غیر این صورت این افراد در &lt;br /&gt;کسب&amp;zwnj;وکارهای خودشان فعالیت می&amp;zwnj;کرده&amp;zwnj;اند (نیلز نوردرهاون و دیگران، 2004)&lt;br /&gt;به علاوه زمانی که کشورها ثروتمندتر می&amp;zwnj;شوند و دستمزدهای واقعی افزایش می&amp;zwnj;یابد، هزینه فرصت مدیریت کسب&amp;zwnj;وکارهای شخصی افزایش می&amp;zwnj;یابد&lt;br /&gt;(چون که میزان دستمزدی که افراد از طریق کارکردن برای دیگران به دست می&amp;zwnj;آورند، زیادتر شده است) و این افزایش هزینه فرصت سبب می&amp;zwnj;شود مردم نسبت به زمانی که دستمزدهای واقعی کمتر است، بیشتر برای افراد دیگر کار کنند (کاری و دیگران، 2002). &lt;br /&gt;در نهایت با ثروتمندتر شدن کشورها، نحوه ایجاد ارزش افزوده در آنها تغییر می&amp;zwnj;یابد (از کشاورزی به صنعت و سپس از صنعت به خدمات). دیوید بلو (1987) بیان می&amp;zwnj;کند: زمانی که منبع ارزش افزوده ناشی از فعالیت&amp;zwnj;هایی که خوداشتغالی در آنها رایج است (مانند کشاورزی) به سمت فعالیت&amp;zwnj;هایی که در آنها خوداشتغالی رواج چندانی ندارد (مانند صنعت) تغییر پیدا می&amp;zwnj;کند، نسبت افرادی که در کسب و کارهای خودشان فعالیت می&amp;zwnj;کنند، کاهش می&amp;zwnj;یابد. در&lt;br /&gt;ایالات&amp;zwnj;متحده، کاهش اهمیت کشاورزی نسبت به کل اقتصاد منجر به کاهش نرخ خوداشتغالی ثبت نشده (فاقد شخصیت حقوقی) از 12&amp;zwnj;درصد در سال 1948 به 5/7&amp;zwnj;درصد در سال 2003 شده است (هیپل، 2004). نمونه&amp;zwnj;های مشابه در اغلب کشورهای OECD نیز قابل مشاهده است. &lt;br /&gt;بنابراین اگر کمیت کارآفرینان مورد نظر باشد، باید کشورهای آفریقایی یا آمریکای جنوبی را مدنظر قرار بدهیم. همانطور که شکل شماره (1) نشان می&amp;zwnj;دهد همبستگی بین &amp;laquo;درصد تولیدناخالص داخلی ناشی از کشاورزی یک کشور&amp;raquo; و &amp;laquo;سطح فعالیت&amp;zwnj;های کارآفرینانه&amp;raquo; برابر 66/0 است که نشان&amp;zwnj;دهنده یک رابطه نسبتا قوی است. &lt;br /&gt;کشورهای ثروتمند، به دلیل آنکه نرخ رشد اقتصادی زیادتری در گذشته داشته&amp;zwnj;اند، ثروتمندتر از کشورهای فقیر هستند. بنابراین اگر میزان ایجاد &lt;br /&gt;کسب و کارهای جدید و رشد اقتصادی در طول یک دوره بلندمدت به منظور بررسی تفاوت در رشد اقتصادی بین کشورها مورد بررسی قرار&amp;zwnj;گیرد، متوجه خواهیم شد که کشورهایی که رشد اقتصادی مستمری را تجربه کرده&amp;zwnj;اند (کشورهای ثروتمند) در حقیقت نرخ کاهنده&amp;zwnj;ای از تشکیل بنگاه&amp;zwnj;های جدید را داشته&amp;zwnj;اند. به بیان دیگر، اگر همبستگی بین نرخ تشکیل بنگاه&amp;zwnj;های جدید و رشد اقتصادی در میان مدت و بلندمدت مورد ارزیابی قرار&amp;zwnj;گیرد، شاهد آن خواهیم بود که نرخ تشکیل بنگاه&amp;zwnj;های جدید با افزایش رشد اقتصادی کاهش می&amp;zwnj;یابد. برای مثال، همبستگی بین نرخ واقعی رشد اقتصادی و نرخ خوداشتغالی در فرانسه، آلمان غربی و ایتالیا بین سال&amp;zwnj;های 1953 تا 1987 و در سوئد بین سال&amp;zwnj;های 1962 تا 1987 منفی بوده است (بوگنهولد و استابر، 1991) و همچنین برای 19 کشور OECD &lt;br /&gt;(که داده&amp;zwnj;های آن از سال 1975 تا 1996 وجود دارد) نیز این رابطه منفی وجود دارد (بلانچفلور، 2000). &lt;br /&gt;همچنین شواهد مناسبی وجود دارد که نشان می&amp;zwnj;دهد زمانی که دولت&amp;zwnj;ها با دخالت خود موجب ایجاد&lt;br /&gt;کسب و کارهای جدید می&amp;zwnj;شوند، آنها در حقیقت با تحریک افراد بیشتر سبب می&amp;zwnj;گردند کسب&amp;zwnj;و&amp;zwnj;کارهای جدید نامناسبی در صنایع رقابتی ایجاد شوند که دارای موانع کمتری برای ورود هستند و نرخ شکست آنها بالا است. چرا که کارآفرینان معمولی در انتخاب صنایع مناسب، خوب عمل نمی&amp;zwnj;کنند و معمولا به جای انتخاب بهترین و مناسب&amp;zwnj;ترین مورد، آسان&amp;zwnj;ترین از جهت ورود را انتخاب می&amp;zwnj;نمایند (جوهانسون، 2004). اغلب کارآفرینان بیشتر از آنکه صنایعی را برگزینند که شرکت&amp;zwnj;های جدید در آنها موفق هستند، صنایعی را برای ورود انتخاب می&amp;zwnj;کنند که در آنها شرکت&amp;zwnj;های نوپا اغلب شکست می&amp;zwnj;خورند. در بخش صنایع ایالات متحده، همبستگی بین نرخ شرکت&amp;zwnj;های نوپا و نرخ شکست شرکت&amp;zwnj;های نوپا، رقم بزرگ 77/0 است. بنابراین به طور کلی با ایجاد انگیزه برای افراد جهت ایجاد کسب&amp;zwnj;وکارها، در حقیقت تشویق&amp;zwnj;هایی برای شروع کسب&amp;zwnj;وکارهای معمولی ارائه می&amp;zwnj;شود؛ کسب&amp;zwnj;وکارهایی که در طول چندسال کوتاه از بین می&amp;zwnj;روند. &lt;br /&gt;چه کسانی با احتمال زیاد به چنین تشویق&amp;zwnj;هایی علاقه نشان می&amp;zwnj;دهند و کسب&amp;zwnj;وکار جدیدی را شروع می&amp;zwnj;کنند؟ مسلما این افراد کارآفرینان ممتاز نیستند. مشخص است که افراد بیکار به دلیل آنکه چیزهای کمتری برای از دست&amp;zwnj;دادن در مسیر کارآفرینی دارند (یا همان هزینه فرصت اندک) به احتمال زیاد بیشتر از افراد شاغل به راه&amp;zwnj;اندازی کسب&amp;zwnj;وکار گرایش دارند. به عبارت دیگر، شروع کسب&amp;zwnj;وکار جدید برای کسی که بیشتر وقتش را برای نگاه کردن تلویزیون صرف می&amp;zwnj;کند نسبت به کسی که حقوق ثابت از شغل خاصی دریافت می&amp;zwnj;کند، کمتر هزینه&amp;zwnj;بر خواهد بود. &lt;br /&gt;مشکل دیگری که وجود دارد این است که عملکرد افراد بیکار در تاسیس شرکت بدتر از افرادی است که به منظور شروع کسب&amp;zwnj;وکار، از شغل قبلی خود استعفا می&amp;zwnj;دهند و احتمالا این مساله مربوط به ضعیف بودن قدرت شناسایی کسب&amp;zwnj;وکارهای موفق توسط آنها است. بنابراین سیاست&amp;zwnj;های طراحی شده برای افزایش مجموع کسب&amp;zwnj;وکارهای جدید، به طور نامتناسبی ضعیف&amp;zwnj;ترین کارآفرین&amp;zwnj;ها را جذب می&amp;zwnj;کند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- افسانه ایجاد شغل&lt;br /&gt;ممکن است این بحث مطرح شود که به&amp;zwnj;رغم غیرموثر بودن تشکیل بنگاه&amp;zwnj;های جدید در تقویت رشد اقتصادی، بنگاه&amp;zwnj;های جدید به طور یقین مشاغل بیشتری از بنگاه&amp;zwnj;های موجود ایجاد می&amp;zwnj;کنند. همانطور که &lt;br /&gt;جان کیس (1995) بیان می&amp;zwnj;کند: &lt;br /&gt;&amp;laquo;منشا بیشتر از 20&amp;zwnj;میلیون شغل جدید ایجاد شده در طول 15 سال اخیر ناشی از بنگاه&amp;zwnj;های عظیم باسابقه (شرکت&amp;zwnj;هایی که منبع رشد اقتصادی آمریکا تا آن زمان بوده&amp;zwnj;اند) نیست، بلکه منشا این شغل&amp;zwnj;ها شرکت&amp;zwnj;های کوچک&amp;zwnj;تر یا جدید هستند. به عبارت دیگر، این شغل&amp;zwnj;ها از بخش کارآفرینانه مستقل ناشی می&amp;zwnj;شوند.&amp;raquo;&lt;br /&gt;به&amp;zwnj;رغم سخنان آقای کیس و افراد دیگری که مباحث مشابهی مطرح می&amp;zwnj;کنند، این مساله نادرست است و افراد بسیار اندکی در بنگاه&amp;zwnj;های جدید شاغل هستند. طبق یافته&amp;zwnj;های اسز و آرمینگتون (2004)، شرکت&amp;zwnj;هایی که حداقل یک کارکن دارند و کمتر از دو سال سابقه فعالیت دارند، تنها یک&amp;zwnj;درصد اشتغال در ایالات متحده را پوشش می&amp;zwnj;دهند. برعکس، شرکت&amp;zwnj;هایی که حداقل یک کارکن دارند و بیش از ده سال سابقه دارند، 60&amp;zwnj;درصد مجموع اشتغال ایالات&amp;zwnj;متحده آمریکا را تشکیل می&amp;zwnj;دهند. &lt;br /&gt;شرکت&amp;zwnj;هایی که سال قبل وجود نداشتند، کارکن&amp;zwnj;های جدید استخدام می&amp;zwnj;کنند؛ در حالی&amp;zwnj;که شرکت&amp;zwnj;های موجود سال گذشته ممکن است افزایش یا کاهش کارکن داشته باشند. بنابراین سوال این است که شرکت&amp;zwnj;های جدید چه مقدار شغل ایجاد می&amp;zwnj;کنند؟ داده&amp;zwnj;های موجود در وب&amp;zwnj;سایت اداره آمار نیروی کار ایالات متحده آمریکا نشان می&amp;zwnj;دهد که در سال 2004 معادل 31 میلیون و472 هزار شغل در ایالات متحده آمریکا ایجاد شده است. (اداره آمار نیروی کار ایالات متحده آمریکا، 2008) &lt;br /&gt;در همان سال، 580900 شرکت جدید با حداقل یک کارکن تاسیس شده است که به طور میانگین هرکدام8/3 کارکن داشته&amp;zwnj;اند. بنابراین در سال 2004، شرکت&amp;zwnj;های جدید 2.207.420 شغل در ایالات متحده ایجاد کرده&amp;zwnj;اند که این مقدار برابر 7&amp;zwnj;درصد مجموع شغل&amp;zwnj;های ایجاد شده در همان سال است. &lt;br /&gt;این مساله تنها به ایالات متحده محدود نمی&amp;zwnj;شود. داویدسون و دلمر (2000) نشان دادند که در طول ده سال، تنها 7/1&amp;zwnj;درصد رشد اشتغال ناشی از بنگاه&amp;zwnj;های بقایافته در سوئد توسط بنگاه&amp;zwnj;های با طول عمر دو سال و کمتر ایجاد شده است. برعکس، 5/74 &amp;zwnj;درصد رشد مشاغل توسط بنگاه&amp;zwnj;های با طول عمر 10 سال و بیشتر ایجاد شده است. &lt;br /&gt;اندازه&amp;zwnj;گیری خالص ایجاد شغل (شغل&amp;zwnj;های جدید ایجاد شده منهای شغل&amp;zwnj;های قدیمی از دست رفته) بسیار سخت&amp;zwnj;تر از اندازه&amp;zwnj;گیری ناخالص ایجاد شغل است. بنابراین تخمین&amp;zwnj;های کمتری در این زمینه وجود دارد. اما تخمین&amp;zwnj;های مربوط به خالص ایجاد شغل توسط بنگاه&amp;zwnj;های جدید، به طور قابل&amp;zwnj;توجهی شبیه تخمین&amp;zwnj;های مربوط به ناخالص ایجاد شغل است. دیویس و&amp;zwnj;هالتیوانگر (1992) نشان می&amp;zwnj;دهند که در بخش صنعت ایالات متحده، بنگاه&amp;zwnj;های با طول عمر یکسال 4/6&amp;zwnj;درصد خالص شغل&amp;zwnj;های جدید را ایجاد کرده&amp;zwnj;اند و این تخمین با توجه به نوع صنعت، مناطق، اندازه بنگاه و نوع مالکیت بنگاه ثابت است. &lt;br /&gt;بنگاه&amp;zwnj;های جدید جزء کوچکی از خالص و ناخالص ایجاد شغل را پوشش می&amp;zwnj;دهند. در حقیقت، اگر بیان شود که 50&amp;zwnj;درصد خالص مشاغل جدید توسط بنگاه&amp;zwnj;های جدید ایجاد شده است؛ باید تمام بنگاه&amp;zwnj;هایی که نه ساله یا کمتر هستند را &amp;laquo;بنگاه جدید&amp;raquo; قلمداد کنیم و همه می&amp;zwnj;دانیم که بنگاه با نه سال سابقه فعالیت را نمی&amp;zwnj;توان &amp;laquo;جدید&amp;raquo; نامید. &lt;br /&gt;گروه بنگاه&amp;zwnj;های جدیدی که هر سال تاسیس می&amp;zwnj;شوند، حدود 7&amp;zwnj;درصد ایجاد شغل در همان سال را پوشش می&amp;zwnj;دهند. اما این بنگاه&amp;zwnj;ها چه مقدار شغل در سال دوم فعالیتشان ایجاد می&amp;zwnj;کنند؟ در سال سوم چه مقدار و در سال&amp;zwnj;های بعد چقدر؟ به طور میانگین جواب هیچ است. برای نمونه ناپ (2005) نشان می&amp;zwnj;دهد که مجموعه بنگاه&amp;zwnj;های جدید تاسیس یافته در سال 1998 در ایالات متحده، 798,066 نفر کارکن در سال اول استخدام کرده&amp;zwnj;اند و در سال 2002، تنها 670.111 نفر را استخدام کرده&amp;zwnj;اند. (جدول شماره یک). به عبارت دیگر، تعداد مشاغل از دست رفته ناشی از بنگاه&amp;zwnj;های جدیدی که در سال دوم، سوم، چهارم و... فعالیتشان متوقف شده بیشتر از مقدار اشتغال افزایش&amp;zwnj;یافته&amp;zwnj;ای است که توسط بنگاه&amp;zwnj;های بقا یافته ایجاد شده است (کیرچوف 1994، پیرسون 2004، وانگر 1994). در مجموع، بنگاه&amp;zwnj;های جدید را نمی&amp;zwnj;توان ایجادکننده اشتغال نامید، چون پس از سال اول خالص شغل ایجاد شده در آنها رو به فنا است. &lt;br /&gt;همانند مورد قبلی این پدیده تنها به ایالات متحده محدود نمی&amp;zwnj;شود. مطالعات انجام شده در سوئد و آلمان نشان می&amp;zwnj;دهد که مجموعه بنگاه&amp;zwnj;های جدید، در سال اول فعالیت خود، افراد بیشتری را نسبت به سال&amp;zwnj;های بعد فعالیت استخدام می&amp;zwnj;کنند (کیرچوف 1994، پیرسون 2004، وانگر 1994).&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif; font-size: x-small;"&gt;&lt;img src="http://www.donya-e-eqtesad.com/News/2541/28-02.jpg" alt="" align="baseline" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif; font-size: small;"&gt;برای ایجاد یک شغل پایدار نیاز به کارآفرینان زیادی است. برای آنکه یک کسب و کار حداقل یک نفر در طول 10 سال استخدام کند، نیاز است که 43 کارآفرین فرآیند تاسیس شرکت را آغاز کنند. به طور میانگین آن شرکت نوپا بعد از 10 سال چه مقدار شغل خواهد داشت؟ برای ایالات متحده جواب 9 نفر است. به طور خلاصه، 43 نفر باید در جهت ایجاد شرکت اقدام نمایند تا ما بتوانیم در طول یک دهه آتی 9 شغل داشته باشیم. این دستاورد جالبی برای کسانی که گزارش&amp;zwnj;های مربوط به ایجاد شغل توسط شرکت&amp;zwnj;های نوپا را می&amp;zwnj;خوانند، نیست. &lt;br /&gt;تاکنون ما در مباحث فوق، کیفیت اشتغال ایجاد شده توسط شرکت&amp;zwnj;های نوپا را همانند بنگاه&amp;zwnj;های موجود فرض کرده&amp;zwnj;ایم، در حالی که این مساله به این صورت نیست. واگنر (1997) نشان می&amp;zwnj;دهد که مشاغل در بنگاه&amp;zwnj;های جدید، دارای پرداختی&amp;zwnj;های اندک، مزایای جانبی ضعیف&amp;zwnj;تر و امنیت شغلی کمتری نسبت به اشتغال بنگاه&amp;zwnj;های موجود دارند. &lt;br /&gt;داده&amp;zwnj;ها نشانگر آن است که اشتغال در بنگاه&amp;zwnj;های جدید نسبت به بنگاه&amp;zwnj;های موجود دارای اشتغال پاره&amp;zwnj;وقت زیادتری است و همچنین، میانگین پرداختی&amp;zwnj;ها برای مشاغل در بنگاه&amp;zwnj;های جدید کمتر از پرداختی&amp;zwnj;های بنگاه&amp;zwnj;های موجود است. رینالدز و وایت (1997) نشان می&amp;zwnj;دهند که در ایالات متحده، میانگین پرداختی مشاغل جدید در سال اول تاسیس حدود 72&amp;zwnj;درصد میانگین دستمزدهای ایالتی است و دستمزدها در سال چهارم نیز پایین&amp;zwnj;تر از میانگین ایالت است. &lt;br /&gt;همچنین شغل&amp;zwnj;ها در بنگاه&amp;zwnj;های جدید از مزایای جانبی کمتری نسبت به بنگاه&amp;zwnj;های موجود برخوردار هستند. طبق تجزیه و تحلیل تحقیقات پیمایشی کمیته فدرال رزرو در خصوص مسائل مالی کسب و کارهای کوچک، احتمال قرارگرفتن کارکنان&amp;zwnj; کسب و کارهای ایالات متحده در پوشش برنامه&amp;zwnj;های حقوق بازنشستگی و بیمه&amp;zwnj;های درمانی با بیشتر شدن سابقه فعالیت&amp;zwnj; شرکت&amp;zwnj;ها افزایش می&amp;zwnj;یابد. (برنستین 2002) &lt;br /&gt;در رابطه با تمایل بنگاه&amp;zwnj;های جدید و موجود، جهت زیرپوشش قرار گرفتن بیمه&amp;zwnj;های درمانی نیز تفاوت&amp;zwnj;های اساسی وجود دارد. در ایالات متحده، مردانی که برای دیگران کار می&amp;zwnj;کنند سه برابر بیشتر از مردهایی که برای خود کار می&amp;zwnj;کنند احتمال داشتن بیمه درمانی را دارند و این رقم برای زنان شش برابر است. (ولینگتون 2001) همچنین داده&amp;zwnj;های اولیه از تحقیقات پیمایشی کافمن (در سطح بنگاه) نشان می&amp;zwnj;دهد که در سال 2004 تنها 2/23&amp;zwnj;درصد بنگاه&amp;zwnj;های جدید ایالات متحده برای کارکنان تمام&amp;zwnj;وقت خود بیمه درمانی تهیه کرده&amp;zwnj;اند. &lt;br /&gt;احتمال پایداری شغل&amp;zwnj;ها در بنگاه&amp;zwnj;های جدید کمتر از اشتغال بنگاه&amp;zwnj;های موجود است که دلیل اصلی این مساله نرخ بقای اندک بنگاه&amp;zwnj;های جدید است. احتمال اینکه شغل&amp;zwnj;های ایجاد شده توسط بنگاه&amp;zwnj;های جدید در بخش خدمات ایالات متحده آمریکا همچنان بعد از 4 سال پابرجا باشد، 10 الی 13&amp;zwnj;درصد کمتر از احتمال آن در کل کسب و کارها (جدید و استقرار یافته) در آن بخش است. در بخش صنعت، ارقام وضعیت نامناسب&amp;zwnj;تری دارد. احتمال آنکه یک شغل ایجاد شده در بنگاه جدید تا 4 سال دیگر برقرار باشد 20&amp;zwnj;درصد کمتر از مشاغل ایجاد شده در کل کسب و کارها است. (آرمینگتون و اسز 2003) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4- راهکار سیاستی&lt;br /&gt;به طور روشن، ایجاد شرکت&amp;zwnj;های نوپای معمولی، روش مناسبی برای تقویت رشد اقتصادی و ایجاد شغل نیست. بنابراین روش مناسب کدام است؟ پاسخ تقریبا مشخص است و آن توقف یارانه&amp;zwnj;دهی به تشکیل بنگاه&amp;zwnj;های نوپای معمولی و تمرکز بر کسب و کارهای با پتانسیل رشد بالا است. به دست آوردن رشد اقتصادی و ایجاد شغل از کارآفرینی یک نوع بازی شانسی نیست، بلکه ناشی از تشویق به ایجاد شرکت&amp;zwnj;هایی با رشد و کیفیت بالا است. &lt;br /&gt;شواهد موجود در خصوص شرکت&amp;zwnj;های نوپای با رشد بالا یک موضوع منسجم و نامتناقض است. حجم زیادی از اشتغال ایجادشده و رشد اقتصادی مدیون تعداد اندکی از شرکت&amp;zwnj;های مبتنی بر فعالیت&amp;zwnj;های کارآفرینانه است. این غزال&amp;zwnj;ها عدم موفقیت شرکت&amp;zwnj;های نوپای معمولی در ایجاد اشتغال و ثروت را جبران می&amp;zwnj;کنند. (هنرکسون و یوهانسون 2009) همچنین در حالی غزال&amp;zwnj;ها به عنوان ایجادکننده&amp;zwnj;های عمده ثروت و اشتغال مطرح می&amp;zwnj;شوند که اغلب آنها نسبتا با سابقه و بزرگ هستند و در نتیجه مساله برای شرکت&amp;zwnj;های نوپا حادتر است. تعداد بسیار کمی از شرکت&amp;zwnj;های جدید به طورغیرمتناسبی ایجادکننده ثروت و اشتغال هستند و به دلیل آنکه شناسایی آنها از قبل بسیار دشوار است، طبقه&amp;zwnj;بندی این شرکت&amp;zwnj;ها نیز پیچیده&amp;zwnj; است؛ اما یکی از روش&amp;zwnj;های شناسایی آنها، منبع تامین مالی آنها است. طبق داده&amp;zwnj;های انجمن ملی سرمایه&amp;zwnj;های مخاطره&amp;zwnj;پذیر، از سال 1970 سرمایه&amp;zwnj;گذاران مخاطره&amp;zwnj;پذیر در ایالات&amp;zwnj;متحده به طور متوسط هر سال 820 شرکت جدید تاسیس کرده&amp;zwnj;اند. این 820 شرکت نوپا (از میان بیش از دو&amp;zwnj;میلیون شرکتی که هرساله در ایالات متحده تاسیس می&amp;zwnj;شوند) تاثیر عظیمی براقتصاد دارند. گزارش موجود در وب&amp;zwnj;سایت Venture Impact نشان می&amp;zwnj;دهد که در سال 2003، شرکت&amp;zwnj;های پشتیبانی شده توسط سرمایه&amp;zwnj;گذاران مخاطره&amp;zwnj;پذیر حدود 10&amp;zwnj;میلیون نفر را استخدام کرده&amp;zwnj;اند که این رقم برابر 4/9&amp;zwnj;درصد نیروی کار شاغل در بخش خصوصی ایالات متحده است و ارزش فروش این شرکت&amp;zwnj;ها 8/1&amp;zwnj;تریلیون&amp;zwnj;دلار معادل 6/9&amp;zwnj;درصد کل فروش کسب و کارها در این کشور است. (Venture Impact 2004) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین در سال 2000، 2180 شرکت سهامی عام که از حمایت&amp;zwnj; سرمایه&amp;zwnj;های مخاطره&amp;zwnj;پذیر (در بین سال&amp;zwnj;های 1972 و 2000) برخوردار بودند، 20&amp;zwnj;درصد کل شرکت&amp;zwnj;های سهامی عام در ایالات متحده، 11&amp;zwnj;درصد فروش، 13&amp;zwnj;درصد سود، 6&amp;zwnj;درصد اشتغال و یک سوم ارزش بازار (بیش از 7/2&amp;zwnj;تریلیون&amp;zwnj;دلار) را تشکیل می&amp;zwnj;دادند. (گومپر و لرنر 2001)&lt;br /&gt;به طور خلاصه، داشتن تعداد اندکی از شرکت&amp;zwnj;های نوپای بارشد بالا همواره بهتر از داشتن شمار عظیمی از شرکت&amp;zwnj;های نوپای معمولی است. &lt;br /&gt;این موضوع از لحاظ مفهومی برای سیاست&amp;zwnj;گذاران اهمیت زیادی دارد. سیاست&amp;zwnj;گذاران به جای آنکه به طور ناآگاهانه&amp;zwnj;ای براین باور باشند که تمامی کارآفرینان خوب هستند و در جهت توسعه سیاست&amp;zwnj;ها برای افزایش تعداد متوسط کارآفرینان باشند، باید در جهت شناسایی تعداد اندکی از کارآفرینان دارای خصوصیات مذکور تلاش کنند. این افراد کسب و کارهایی را ایجاد خواهند کرد که فقر را کاهش می&amp;zwnj;دهد، مشوق نوآوری، ایجادکننده اشتغال، کاهنده بیکاری هستند و موجب رقابتی شدن بیشتر بازارها و موجب تقویت رشد اقتصادی می&amp;zwnj;گردند. در نتیجه با وجود آنکه به نظر ناعادلانه می&amp;zwnj;رسد، اما سیاست&amp;zwnj;گذاران باید از بذل و بخشش یارانه خودداری کنند. &lt;br /&gt;سیاست&amp;zwnj;گذاران باید بدانند که همه کارآفرینان یکسان نیستند. آنها باید همانند سرمایه&amp;zwnj;گذاران مخاطره&amp;zwnj;پذیر، زمان و پول را به کارآفرینان غیرمعمولی اختصاص دهند و کمتر نگران کسب و کارهای معمولی باشند. این موضوع به مفهوم شناسایی و سرمایه&amp;zwnj;گذاری روی تعداد اندکی از کسب و کارهای جدید (از میان توده&amp;zwnj;ای از بنگاه&amp;zwnj;هایی که هرساله ایجاد می&amp;zwnj;شوند) است، که دارای بهره&amp;zwnj;وری بالاتری از شرکت&amp;zwnj;های موجود هستند. &lt;br /&gt;چگونه؟ اولا محرک و مشوق&amp;zwnj;هایی که به کارآفرینان نهایی (حاشیه&amp;zwnj;ای) برای شروع کسب و کار داده می&amp;zwnj;شود باید کاهش یابد و این مساله با کاهش پرداخت وجوه، وام، یارانه&amp;zwnj;ها، معافیت&amp;zwnj;های مقرراتی و مالیاتی برای کسب و کارهای معمولی می&amp;zwnj;تواند انجام&amp;zwnj;گیرد؛ چرا که به طور میانگین، بنگاه&amp;zwnj;های موجود دارای بهره&amp;zwnj;وری بالاتری از بنگاه&amp;zwnj;های جدید هستند و اگر سیاست&amp;zwnj; تشویق مردم به شروع کسب و کار به جای کارکردن برای دیگران، دنبال نشود، در حقیقت تخصیص منابع اقتصادی&amp;zwnj;تر خواهد بود. &lt;br /&gt;برای مثال کاهش مالیات مشاغل خانگی را در ایالات&amp;zwnj;متحده در نظر بگیرید. نصف تمام کسب و کارهای جدید، کسب و کارهای خانه محور هستند. بنابراین مردمی که کسب و کار خود را در خارج از خانه راه&amp;zwnj;اندازی کرده&amp;zwnj;اند می&amp;zwnj;توانند با انتقال آن به قسمتی از منزل خود، هزینه&amp;zwnj;ها را کاهش دهند (این کاهش هزینه برای مردمی که برای افراد دیگر کار می&amp;zwnj;کنند وجود ندارد) این سیاست مردم را تشویق به ایجاد کسب و کارهایی می&amp;zwnj;کند که در تقویت رشد و ایجاد شغل نقش بسیار اندکی دارد. &lt;br /&gt;به طور جایگزین، سیاست فعال بازار کار در آلمان (که با هدف تبدیل افراد بیکار به کارآفرین دنبال می&amp;zwnj;شود) را در نظر بگیرید. دولت آلمان سالانه حدود 12&amp;zwnj;میلیارد یورو برای این سیاست هزینه می&amp;zwnj;کند (بامگارتنر و کالیندو 2007). این میزان با 20&amp;zwnj;میلیارد&amp;zwnj;دلاری که سرمایه&amp;zwnj;گذاران بنگاه&amp;zwnj;های مخاطره&amp;zwnj;پذیر ایالات متحده در شرکت&amp;zwnj;های نوپا می&amp;zwnj;کنند، تفاوت خیلی زیادی ندارد. اما دستاورد این سرمایه&amp;zwnj;گذاری برای دولت آلمان چه بوده است؟ به طور یقین این بنگاه&amp;zwnj;ها با بنگاه&amp;zwnj;های پشتیبانی شده توسط سرمایه&amp;zwnj;های مخاطره&amp;zwnj;پذیر ایالات متحده از لحاظ رشد فروش، ایجاد شغل و منافع اجتماعی قابل مقایسه نیست. در حقیقت، دستاورد این سیاست، کسب و کارهای حاشیه&amp;zwnj;ای است که اشتغال اندکی ایجاد می&amp;zwnj;کند و نرخ شکست بالایی دارد.&lt;br /&gt;به وضعیت فرانسه نیز توجه کنید. براساس یک وب سایت (Justlanded. com 2008) بیش از 250 نوع کمک مالی دولتی و یارانه برای کسانی که می&amp;zwnj;خواهند یک کسب و کار شخصی یا کوچک در فرانسه (به&amp;zwnj;ویژه در روستاها) آغاز کنند؛ وجود دارد. این کمک&amp;zwnj;ها شامل یارانه&amp;zwnj;های اتحادیه اروپا، کمک&amp;zwnj;های مالی از طرف دولت مرکزی، کمک&amp;zwnj;های مالی توسعه&amp;zwnj;ای منطقه&amp;zwnj;ای، کمک&amp;zwnj;های مالی وزارتخانه&amp;zwnj;ها و سازمان&amp;zwnj;های محلی می&amp;zwnj;باشد. این برنامه&amp;zwnj;ها در مقایسه با حجم عظیم نیروهای استخدامی در بخش دولتی چه دستاوردی داشته است؟ جواب دادن به این سوال مشکل است؛ چرا که هیچ مطالعه&amp;zwnj;ای در زمینه شرکت&amp;zwnj;های حمایت شده با این یارانه&amp;zwnj;ها و کمک&amp;zwnj;های مالی انجام نشده است؛ اما فقدان شناسایی آسان شرکت&amp;zwnj;های با رشد بالا، مولد اشتغال زیاد و شرکت&amp;zwnj;های &lt;br /&gt;Post-IPO(3) که از طریق این برنامه&amp;zwnj;ها حمایت شده&amp;zwnj;اند؛ نشان می&amp;zwnj;دهد که دستاورد شاخصی وجود نداشته است. بنابراین سیاست&amp;zwnj;گذاران در عوض چه کاری باید انجام دهند؟&lt;br /&gt;آنها باید برنامه&amp;zwnj;هایی برای تخصیص مجدد منابع برای حمایت از شرکت&amp;zwnj;های با رشد بالا طراحی کنند. برای مثال در ایالات متحده، سیاست&amp;zwnj;گذاران می&amp;zwnj;توانند منابع مالی را به سمت برنامه&amp;zwnj;های تحقیقات نوآوری کسب&amp;zwnj;وکارهای کوچک انتقال دهند که این مساله نیازمند است که سازمان&amp;zwnj;های دولتی قسمتی از بودجه خود را به پروژه&amp;zwnj;های R&amp;amp;D در شرکت&amp;zwnj;های کوچک تخصیص دهند. دریافت&amp;zwnj;کنندگان این منابع مالی به احتمال زیاد تاثیر بیشتری در رشد اقتصادی و ایجاد شغل نسبت به شرکت&amp;zwnj;های نوپای معمولی خواهند داشت. &lt;br /&gt;در فرانسه، سیاست&amp;zwnj;گذاران با تعیین اعتبار مالیاتیR&amp;amp;D به میزان 50&amp;zwnj;درصد، سیاست معقولی را در پیش گرفته&amp;zwnj;اند. حتی زمانی که این مقدار در سال سوم و سال&amp;zwnj;های بعدی به 30&amp;zwnj;درصد کاهش می&amp;zwnj;یابد (InvestinFrance. org 2008) از اعتبار مالیاتی نامستمر 20&amp;zwnj;درصدی مخارج تحقیق و توسعه &lt;br /&gt;ایالات&amp;zwnj;متحده بیشتر است. اعتبار مالیاتیR&amp;amp;D محرک&amp;zwnj;ها و مشوق&amp;zwnj;هایی برای کارآفرینان است که اقدام به اجرای برنامه&amp;zwnj;های R&amp;amp;D می&amp;zwnj;کنند که در صورت فقدان این امتیاز، قادر به انجام آن نیستند. این بنگاه&amp;zwnj;های جدید که اقدام به انجام برنامه&amp;zwnj;های R&amp;amp;D می&amp;zwnj;کنند، به احتمال زیاد نقش موثرتری در رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال نسبت به شرکت&amp;zwnj;های نوپای معمولی خواهند داشت. اینها تنها دو مورد از سیاست&amp;zwnj;هایی است که ما قادر به تغییر آنها هستیم. اصل اساسی این است که منابع باید از برنامه&amp;zwnj;های حامی تلاش&amp;zwnj;های کارآفرینان معمولی به سمت حمایت از کسب و کارهای با پتانسیل بالا هدایت شود. &lt;br /&gt;بعضی از صاحب&amp;zwnj;نظران اظهار می&amp;zwnj;کنند که به دلیل آنکه مشخص نیست کدام یک از شرکت&amp;zwnj;های نوپا تبدیل به کسب و کارهای با رشد بالا خواهند شد، نمی&amp;zwnj;توان تنها روی شمار اندکی از شرکت&amp;zwnj;ها تمرکز کرد. پاسخ مناسب منتقدین این است: اگر به حد کافی تلاش کنید در نهایت به هدف اصلی &lt;br /&gt;خواهید رسید. &lt;br /&gt;این دیدگاه از لحاظ سیاسی جذاب به نظر می&amp;zwnj;رسد، ولی در حقیقت یک تفکر خام است. فرض این دیدگاه این است که ما توانایی شناسایی عوامل افزایش بقا، تولید سود، افزایش فروش و استخدام نیروی انسانی را در کسب&amp;zwnj;وکارهای جدید نمی&amp;zwnj;دانیم. حتی در صورتی که الگوی مورد استفاده سرمایه&amp;zwnj;گذاران مخاطره&amp;zwnj;پذیر و فرشتگان کسب و کار (4) خبره را نادرست بدانیم، باز هم معیارهای متفاوتی برای تمرکز و تصمیم&amp;zwnj;گیری وجود دارد. مواردی علاوه بر شاخص&amp;zwnj;هایی همچون سرمایه انسانی موسس و انگیزه&amp;zwnj;های آن، صنعتی که کسب و کار در آن راه&amp;zwnj;اندازی می&amp;zwnj;شود، ایده&amp;zwnj;های تجاری و استراتژی&amp;zwnj;های آنها و ساختار حقوقی و سرمایه&amp;zwnj;گذاری. ما به احتمال زیاد اطلاعات زیادتری داریم که در انتخاب شرکت&amp;zwnj;های موفق از ناموفق موثر است. &lt;br /&gt;در حقیقت بسیاری از مردم چگونگی انتخاب شرکت&amp;zwnj;ها را برای سرمایه&amp;zwnj;گذاری می&amp;zwnj;دانند. برای مثال دو نوع کسب و کار زیر را در نظر بگیرید: &lt;br /&gt;شرکت شخصی در حوزه نظافت منازل و ادارات که توسط یک فرد دارای مدرک دیپلم تاسیس شده است و این شرکت به صورت دست دوم، کارهای مشتریان شرکت&amp;zwnj;های قدیمی در این حوزه را انجام می&amp;zwnj;دهد و سرمایه آن حدود 10.000 دلار (ناشی از پس&amp;zwnj;انداز موسس) است. &lt;br /&gt;شرکت اینترنتی که توسط یک کارمند سابق SAP با 15 سال سابقه در صنعت نرم افزار، دارای مدرک MBA و کارشناس ارشد علوم کامپیوتری تاسیس شده است و فعالیت اصلی آن در حوزه نسل جدیدی از موتورهای جست&amp;zwnj;وجو است و سرمایه اولیه آن حدود 250.000 دلار است که توسط موسس و گروهی از فرشتگان کسب&amp;zwnj;وکار تامین شده است. &lt;br /&gt;کدام یک را برای سرمایه&amp;zwnj;گذاری انتخاب می&amp;zwnj;کنید؟ روشن است که شانس کسب و کار دوم برای ایفای نقش در رشد اقتصادی و ایجاد شغل بسیار بهتر از کسب&amp;zwnj;وکار اول است و ما علاقه&amp;zwnj;مند هستیم در کسب&amp;zwnj;وکارهایی نظیر آن سرمایه&amp;zwnj;گذاری کنیم. &lt;br /&gt;در حقیقت، سیاست&amp;zwnj;گذاران هم با این نوع انتخاب&amp;zwnj;ها آشنا هستند. اگرچه به نظر می&amp;zwnj;رسد نمونه&amp;zwnj;های واقعی از انتخاب درست سیاست&amp;zwnj;گذاران وجود نداشته باشد (انتخاب کسب و کارهای موفق و حمایت از آنها)، اما باید اظهار کرد در این مورد مثال&amp;zwnj;های متعددی وجود دارد. برای مثال همکاری سرمایه&amp;zwnj;گذاری کسب و کارهای کوچک در ایالات متحده مثال بارزی در این زمینه است. این برنامه پول مالیات دهندگان را برای حمایت از شرکت&amp;zwnj;های زیادی مورد استفاده قرار داده است: &lt;br /&gt;اغلب سرمایه&amp;zwnj;گذاران مخاطره&amp;zwnj;پذیر انگیزه زیادی برای داشتن این شرکت&amp;zwnj;ها در سبد سهام خود دارند. بنابراین چرا دولت&amp;zwnj;ها به جای تمرکز به شرکت&amp;zwnj;های بارشد بالا، به تشویق و اعطای یارانه برای تشکیل کسب&amp;zwnj;وکارهای حاشیه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;پردازند؟&lt;br /&gt;سیاست ناموفق در قبال کارآفرینی درحقیقت یک مساله سیاسی است. بسیاری از رای&amp;zwnj;دهندگان به طور مستقیم از این سیاست&amp;zwnj;ها بیشتر از زمانی که تمرکز روی شرکت&amp;zwnj;های باپتانسیل بالا است؛ منتفع می&amp;zwnj;شوند (با دریافت یارانه&amp;zwnj;ها و منافع مالیاتی ناشی از شروع کسب و کار). اما نفع بیشتر از سیاست&amp;zwnj;های بهتر ناشی می&amp;zwnj;شود، زیرا حاصل آن شرکت&amp;zwnj;های دارای رشد بالا و مولد شغل است. بنابراین سیاست&amp;zwnj;گذاران یک انتخاب اساسی دارند: سیاست سودمند اقتصادی را دنبال کنند یا راهکار سیاسی سودمند؟&lt;br /&gt;*این مقاله ترجمه&amp;zwnj;ای است از:&lt;br /&gt;Shane, Scott; &amp;laquo;Why encouraging more people to become entrepreneurs is bad public policy&amp;raquo;, Small Bus Econ (2009) 33: 141-14&lt;br /&gt;&amp;bull; عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی تربیت مدرس، Faaliyat@Acecr. ac. ir&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاورقی&lt;br /&gt;1- بعضی از صاحب&amp;zwnj;نظران این تفاوت را با مفاهیمی همچون کارآفرینان &amp;laquo;فرصت&amp;zwnj;طلب&amp;raquo; و کارآفرینان &amp;laquo;از روی نیاز&amp;raquo; یا &amp;laquo;خوداشتغالی&amp;raquo; و &amp;laquo;کارآفرینی&amp;raquo; مورد تمایز قرار می&amp;zwnj;دهند. (هنرکسون، 2007)هرچند من با هدف این نویسندگان مبنی بر نشان دادن تمایز و عدم تمرکز دانشگاهیان و سیاست&amp;zwnj;گذاران بر کارآفرینان معمولی و رایج موافق هستم؛ اما معتقد به کارآیی این تمایز نیستم. از روی نیاز یا فرصت بودن کارآفرینی در حقیقت چاشنی آغاز کسب&amp;zwnj;وکار است. افراد ممکن است کسب و کار با رشد بالا، مولد شغل و ثروت ایجاد کنند؛ در حالی که انگیزه اولیه آن از روی ضرورت و نیاز بوده باشد. همچنین، اغلب کارآفرینان فرصت&amp;zwnj;طلب علاقه&amp;zwnj;ای به رشد کسب و کار خود ندارند و حتی در صورت داشتن انگیزه کافی برای رشد، اغلب آنها فاقد این توانایی هستند. مفاهیم &amp;laquo;کارآفرینی&amp;raquo; و &amp;laquo;خوداشتغالی&amp;raquo; نیز چندان واضح نیستند، چرا که بسیاری از افرادی که اقدام به ایجاد کسب و کار با هدف استخدام افراد (فراتر از خوداشتغالی) می&amp;zwnj;کنند؛ در حقیقت هیچ شغل و ثروتی تولید نمی&amp;zwnj;کنند. &lt;br /&gt;2- کاهش هزینه&amp;zwnj;های تولید هر واحد از محصول که از تولید حجم بیشتر محصول ناشی می&amp;zwnj;شود. (م)&lt;br /&gt;3- این نوع شرکت&amp;zwnj;ها، شرکت&amp;zwnj;هایی هستند که فرآیند عرضه عمومی اولیه (Initial Public Offering) آنها انجام گرفته است. حمایت سهام در بازار ثانویه بسیار مهم و تعیین&amp;zwnj;کننده است و موفقیت عرضه عمومی اولیه، به میزان زیادی به عملکرد در بازار ثانویه بستگی دارد. (م)&lt;br /&gt;4- Business angels: افرادی که سرمایه اولیه لازم جهت راه&amp;zwnj;اندازی یک کسب&amp;zwnj;و&amp;zwnj;کار جدید را برای کارآفرینان در مقابل سهیم شدن در کسب&amp;zwnj;و&amp;zwnj;کار فراهم می&amp;zwnj;نمایند. این افراد اغلب دارای دانش صنعتی و ارتباطاتی هستند که می&amp;zwnj;توانند در اختیار کارآفرینان قرار دهند. بعضی اوقات این حامیان در شرکت&amp;zwnj;هایی که در آن سرمایه&amp;zwnj;گذاری می&amp;zwnj;کنند نقش مدیریت اجرایی ندارند. اشخاص حقیقی (خصوصی) که علاوه بر تامین سرمایه، تخصص خود را در جهت توسعه کسب&amp;zwnj;و&amp;zwnj;کار بنگاه&amp;zwnj;های نوپا و در حال رشد ارائه می&amp;zwnj;نمایند. (م) &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=283500"&gt;http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=283500&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://zadbakhsh.persianblog.ir/post/50</link>
      <author>zadbakhsh</author>
      <comments>http://zadbakhsh.persianblog.ir/comments/10646/8624576/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-10646.post-8624576</guid>
      <pubDate>Thu, 29 Dec 2011 17:54:47 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>بازاریابی بوسیله پیامک  SMS Marketing</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;a title="سام اس ام اس : سامانه ارسال پیامک تبلیغاتی" href="http://www.samsms.ir/" target="_blank"&gt;&lt;img title="پیامک های تبلیغاتی ابزار جدید بازاریابی" src="http://images.persianblog.ir/9564_9NNIiJeW.jpg" alt="پیامک های تبلیغاتی ابزار جدید بازاریابی" width="229" height="220" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;بازاریابی بوسیله پیام کوتاه، نوع نسبتا جدیدی از بازاریابی بوسیله موبایل است که در آن با استفاده از SMS (Short Message Services) ، پیام متنی،&amp;nbsp; به عنوان یک رسانه تبلیغاتی مستقیم، و اغلب برای مشتریان موجود یک بنگاه بکار گرفته می شود. یک کمپین بازاریابی بوسیله پیامک ، شامل جمع آوری شماره های مشتریانی است که یک کلید واژه را (که معمولا روی محصولاتمان درج شده) به یک کد کوتاه (شماره اس ام اس ) ارسال می کنند. شماره آنها در یک پلت فرم ارسال پیامک ذخیره می گردد. پس از جمع آوری شماره ها، بازاریاب، می تواند برای یک پروموشن (برنامه بازاریابی برای یک محصول) یا به روز رسانی اطلاعات محصولات فعلی، پیامک های انبوهی را به مشتریان بالقوه برای خرید مجدد ارسال نماید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;بقیه در ادامه مطلب ...&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;اگر چه بازاریابی بوسیله پیامک تبلیغاتی، به یک نوع محترمانه تبلیغات تبدیل شد، ولی بعضی از بازاریابان از این کانال به عنوان هرز نگاری استفاده می نمایند. این صنعت با این حال دارای دستور العمل هایی است که از هرزنگاری جلوگیری می نماید و از لیست های شماره تلفن های همراه خریداری شده استفاده می کند. شامل تمارینی که بوسیله انجمن موبایل مارکتینگ اعمال شده و بوسیله وب سایت های تجارت الکترونیکی معتبر مانند &lt;a href="http://www.texage.com/"&gt;texages.com&lt;/a&gt; پشتیبانی گردیده است. و یا اینکه صنعت اس ام اس یک رویکرد کلی به سمت ایجاد سیستم هایی داشته باشد که در آن مشترکان نسبت به دریافت پیامک از سازمانهای دلخواه خود رضایت دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;بدلیل هزینه پائین، بازگشت سرمایه بسیار بالا، و انجام پروموشن و به روز رسانی یکجا و مستقیم در جیب مشتریان بالقوه، بازاریابی بر مبنای پیامک، یکی از جدید ترین و سریعترین انواع بازاریابی رو به رشد است. در هزینه مانند ایمیل است، اما از نظر نرخ بازخورد بسیار بالاتر عمل می کند، زیرا بسیاری از کاربران تلفن همراه، آنرا باز کرده و پیام را می بینند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;تمامی مشاغل می توانند از بازاریابی بر مبنای پیامک منافع خود را پوشش دهند. از خرده فروشان که یک کوپن تخفیف پیشنهاد می دهند تا برند های در سطح ملی که با مشتریان میلیونی درگیر هستند. کاربران تلفن همراه پیامک های متنی را دوست دارند و 95 درصد از پیامک های متنی در پنج دقیقه اول باز می گردد. که این از شبکه های اجتماعی و ایمیل سریعتر است. کلید کار، اجرای صحیح آن جهت ابراز رضایت مشتریان و انگیزه ای جهت پیوستن به شما می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://www.samsms.ir/"&gt;http://www.samsms.ir/&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://zadbakhsh.persianblog.ir/post/49</link>
      <author>zadbakhsh</author>
      <comments>http://zadbakhsh.persianblog.ir/comments/10646/8333226/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-10646.post-8333226</guid>
      <pubDate>Mon, 14 Nov 2011 08:31:15 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>قدردانی</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;این مطلب به نظر من خیلی مفید آمد، امیدوارم که برای شما دوستان نیز مفید واقع گردد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;یک&amp;nbsp;شخص&amp;nbsp;جوان با تحصیلات عالی برای شغل مدیریتی &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;در یک شرکت بزرگ درخواست داد. در اولین مصاحبه پذیرفته&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;شد؛&amp;nbsp;رئیس شرکت آخرین مصاحبه را انجام داد. رئیس شرکت از شرح&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;سوابق متوجه شد که پیشرفت های تحصیلی جوان از دبیرستان تا پژوهشهای&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;پس از لیسانس تماماً بسیار خوب بوده است، و هرگز سالی نبوده که نمره نگرفته باشد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;رئیس پرسید: ((آیا هیچ گونه بورس آموزشی در مدرسه کسب کردید؟)) &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;جوان پاسخ داد: ((هیچ.))&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;رئیس پرسید: ((آیا پدرتان بود که شهریه های مدرسه شما را پرداخت کرد؟)) &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;جوان پاسخ داد: ((پدرم فوت کرد زمانی که یک سال داشتم، مادرم بود که شهریه های &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;مدرسه ام را پرداخت می کرد.))&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;بقیه در ادامه مطلب...&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;رئیس پرسید: ((مادرتان کجا کار می کرد؟)) &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;جوان پاسخ داد: ((مادرم بعنوان کارگر رختشوی خانه کار می کرد.)) &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;رئیس از جوان درخواست کرد تا دستهایش را نشان دهد. &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;جوان دو تا دست خود را که نرم و سالم بود نشان داد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;رئیس پرسید: ((آیا قبلاً هیچ وقت در شستن رخت ها به مادرتان کمک کرده اید؟)) &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;جوان پاسخ داد: ((هرگز، مادرم همیشه از من خواسته که درس بخوانم و &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;کتابهای بیشتری مطالعه کنم. بعلاوه، مادرم می تواند سریع تر از من رخت بشوید.)) &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;رئیس گفت: ((درخواستی دارم. وقتی امروز برگشتید، بروید و دستهای مادرتان را تمیز کنید، &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;و سپس فردا صبح پیش من بیایید.)) &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;جوان احساس کرد که شانس او برای بدست آوردن شغل مدیریتی زیاد است. &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;وقتی که برگشت، با خوشحالی از مادرش درخواست کرد تا اجازه دهد دستهای او را تمیز کند. &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;مادرش احساس عجیبی می کرد، شادی اما همراه با احساس خوب و بد، او دستهایش را به مرد جوان &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;نشان داد. جوان دستهای مادرش را به آرامی تمیز کرد. همانطور که آن کار را انجام می داد اشکهایش &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;سرازیر شد. اولین بار بود که او متوجه شد که دستهای مادرش خیلی چروکیده شده، &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;و اینکه کبودی های بسیار زیادی در پوست دستهایش است. بعضی کبودی ها خیلی دردناک &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;بود که مادرش می لرزید وقتی که دستهایش با آب تمیز می شد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;این اولین بار بود که جوان فهمید که این دو تا دست هاست که هر روز رخت ها را می شوید تا &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;او بتواند شهریه مدرسه را پرداخت کند. کبودی های دستهای مادرش قیمتی بود که مادر مجبور بود &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;برای پایان تحصیلاتش، تعالی دانشگاهی و آینده اش پرداخت کند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;بعد از اتمام تمیز کردن دستهای مادرش، جوان همه رخت های باقیمانده را برای مادرش &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;یواشکی شست. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;آن شب، مادر و پسر مدت زمان طولانی گفتگو کردند. &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;صبح روز بعد، جوان به دفتر رئیس شرکت رفت. &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;رئیس متوجه اشکهای توی چشم های جوان شد، پرسید: &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;((آیا می توانید به من بگویید دیروز در خانه تان چه کاری انجام داده اید &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;و چه چیزی یاد گرفتید؟)) &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;جوان پاسخ داد: ((دستهای مادرم را تمیز کردم، و شستشوی همه باقیمانده رخت ها را نیز تمام کردم.)) &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;رئیس پرسید: ((لطفاً احساس تان را به من بگویید.)) &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;جوان گفت: &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;1-اکنون می دانم که قدردانی چیست. بدون مادرم، من موفق امروز وجود نداشت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;2-از طریق با هم کار کردن و کمک به مادرم، فقط اینک می فهمم که چقدر سخت و دشوار &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;است برای اینکه یک چیزی انجام شود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;3-به نتیجه رسیده ام که اهمیت و ارزش روابط خانوادگی را درک کنم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;رئیس شرکت گفت: ((این چیزیست که دنبالش می گشتم که مدیرم شود.))&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;می خواهم کسی را به کار بگیرم که بتواند قدر کمک دیگران را بداند، کسی که زحمات دیگران را &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;برای انجام کارها بفهمد، و کسی که پول را بعنوان تنها هدفش در زندگی قرار ندهد. شما استخدام شدید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;بعدها، این شخص جوان خیلی سخت کار می کرد، و احترام زیردستانش را بدست آورد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;هر کارمندی با کوشش و بصورت گروهی کار می کرد. عملکرد شرکت به طور فوق العاده ای بهبود یافت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;یک بچه، که حمایت شده و هر آنچه که خواسته است از روی عادت به او داده اند، &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;((ذهنیت مقرری)) را پرورش داده و همیشه خودش را مقدم می داند. او از زحمات والدین خود &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;بی خبر است. وقتی که کار را شروع می کند، می پندارد که هر کسی باید حرف او را گوش دهد، زمانی که&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;مدیر می شود، هر گز زحمات کارمندانش را نمی فهمد و همیشه دیگران را سرزنش می کند. برای این جور شخصی، &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;که ممکن است از نظر آموزشی خوب باشد، ممکن است یک مدتی موفق باشد، اما عاقبت احساس کامیابی نمی کند. &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;او غر خواهد زد و آکنده از تنفر می شود و برای بیشتر بدست آوردن می جنگند. اگر این جور والدین حامی هستیم، &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;آیا ما داریم واقعاً عشق را نشان می دهیم یا در عوض داریم بچه هایمان را خراب می کنیم؟ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;شما می توانید بگذارید بچه هایتان در خانه بزرگ زندگی کنند، غذای خوب بخورند، پیانو بیاموزند،&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;تلویزیون صفحه بزرگ تماشا کنند. اما هنگامی که دارید چمن ها را می زنید، لطفاً اجازه دهید آن را تجربه&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;کنند. بعد از غذا، بگذارید بشقاب و کاسه های خود را همراه با خواهر و برادر هایشان بشویند.&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;برای این نیست که شما پول ندارید که مستخدم بگیرید، می خواهید که آنها درک کنند، مهم نیست که &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;والدین شان چقدر ثروتمند هستند، یک روزی موی سرشان به همان اندازه مادر شخص جوان سفید خواهد شد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;مهم ترین چیز اینست که بچه های شما یاد بگیرند که چطور از زحمات و تجربه سختی قدردانی کنند و&lt;/span&gt;&lt;span id="yui_3_2_0_1_13108139118467743" style="color: #000000;" lang="AR-SA"&gt;یاد بگیرند که چطور برای انجام کارها با دیگران کار کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://zadbakhsh.persianblog.ir/post/48</link>
      <author>zadbakhsh</author>
      <comments>http://zadbakhsh.persianblog.ir/comments/10646/7301120/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-10646.post-7301120</guid>
      <pubDate>Sat, 16 Jul 2011 11:23:42 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>همانند یک مدیر عامل سطح بالا فکر کنید</title>
      <description>&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;ممکن است هنوز مدیر عامل نشده باشید، اما &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;دلیل بر این نیست که نمی توانید دو سه چیز هم از رئیستان یاد بگیرید. اگر یاد&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;بگیرید که چطور مثل یک مدیر عامل رده بالا فکر کنید، هیچوقت عقب نخواهید&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;ماند&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;در اینجا به چند طرز تفکر مدیر عاملی اشاره می کنیم. باز به یاد داشته &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;باشید: حتی اگر مدیر عامل هم نباشید، این طرز تفکر ها می تواند به شما کمک &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;کند&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;-١ &amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;تصویر بزرگ را ببینید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;اسیر کارهای روزمره تان نشوید. اگر&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;هر روزتان مثل دیروز است، باید فکری به حال آن کنید. همیشه به خود یادآوری کنید که &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;دلیل کار کردنتان چیست. برای خود هدف بسازید. (و وقتی به اهداف خود رسیدید برای خود&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;جایزه تعیین کنید.) سعی کنید مسئولیت های مختلفی در اداره بگیرید تا کارتان از&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;یکنواختی در بیاید&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;برای مثال، اگر چند روز در هفته کار می کنید، این برنام ه&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;کاری ممکن است برایتان خسته کننده شود. اما دیدن نتایج مثبت پایانی، و گاه گاهی به &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;خود مرخصی دادن از یکنواختی و خسته کنندگی آن کمتر می کند. نکته اینجاست که در کار&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;همیشه باید تصویر بزرگ را ببینید، نه هیچ چیز دیگری&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;...&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;-٢&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;انجام کارها را &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;اولویت بندی کنید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;شما نمی توانید همه ی کارها را در یک زمان انجام دهید&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;بنابراین باید انجام کارهای خود را اولویت بندی کنید. همیشه یک یا دو کار را در راس &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;بقیه بگذارید. برای همه ی کارهای خود زمان تعیین کنید&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;-٣&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;خلاقیت داشته &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;باشید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;حتی چند ساعت هم که شده در هفته وقت بگذارید و خلاقانه فکر کنید، سعی &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;کنید برای توسعه دادن کارتان راه های جدیدی پیدا کنید. خلاقیت همیشه خوب است، چه سر&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;کار و چه در خانه. با خلاقیت می توانید دنیای جدیدی بسازید، و دیگر کارها برایتان &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;یکنواخت و خسته کننده هم نخواهد بود&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;-۴&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;مسئولیت پذیر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;باشید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;مسئولیت همیشه به معنای قدرت نیست، به معنای داشتن تصمیم گیری های هم &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;خوب و هم بد است. یک رئیس خوب کسی است که به جای گذشتن از اشتباهات، با آنها سر و&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;کله می زند. اگر شما رئیس هستید و شرکتتان در یک پروژه شکست می خورد، این شکست &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;متعلق به شماست، نه متعلق به افراد پایین دست شما&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;مسئولیت پذیر بودن &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;همانقدر که در کار مهم است، در زندگی خصوصیتان هم مهم است. اگر سعی کنید مسئولیت &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;اشتباهاتتان را بپذیرید و در صدد جبران آنها برآیید، همیشه موفق تر خواهید بود و&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;احترام بیشتری نیز کسب خواهید کرد&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify; direction: rtl;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #414141; font-size: small;" dir="ltr"&gt;بقیه در ادامه مطلب...&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;5-&amp;nbsp;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;به دقت برای کارهایتان نماینده &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;تعیین کنید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;از آنجا که شما نمی توانید همه ی کارهایتان را خودتان انجام &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;دهید، یاد بگیرید که به کارمندانتان اطمینان کرده و مسئولیت انجام بعضی کارهایتان &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;را به آنها واگذار کنید. اگر می بینید که یکی از کارمندانتان می داند که چطور امور&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;مالی شرکت را اداره کند، بگذارید امتحان کند و شما به سایر کارهایتان &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;برسید&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;روی توانایی های همه کار کنید. اگر کارها را بر اساس توانایی های &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;کارمندانتان به آنها واگذار کنید، مطمئناً وضعیت شرکت را بسیار بهتر خواهید کرد&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;بعضی از این تصمیم گیری هایتان ممکن است باعث علاقه ی افراد به شما نشود، اما آینده &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;ی شرکت را مثبت تر خواهد کرد&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;-۶&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;عملکردتان را نشان دهید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;نشان &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;دادن توانایی هایتان به اندازه ی داشتن این توانایی ها مهم است. اگر یک متخصص &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;هستید، انتظار می رود که طریقه ی لباس پوشیدنتان هم مثل یک فرد متخصص باشد. البته &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;نمی گویم که طریقه ی لباس پوشیدنتان باعث می شود بهتر کار کنید، اما می تواند به &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;شما قدرت اعتماد به نفس دهد. در مورد مهارت های حرف زدن نیز وضع به همین منوال است&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;اگر مرتباً در حرف زدنتان اشتباه داشته باشید، کم کم کسی دیگر به حرفهایتان گوش &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;نخواهد کرد&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;-٧&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;از عهده ی کارهای شاق هم برآیید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;اگر رئیس شما &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;نیستید، از انجام کارهای سخت ابا نداشته باشید و هر کاری که به شما واگذار می شود&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;را بدون شکوه و شکایت انجام دهید. اما اگر رئیس شما هستید، باز هم همین طور عمل &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;کنید. اگر گاهی کار یکی از زیر دستانتان به شما می افتد و مجبور به انجام آن کار&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;هستید، ابایی نداشته باشید. انجام آن کار مهم است پس دست به کار شوید&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;-٨&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;کار افراد بالا دستتان را هم یاد بگیرید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;هر کسی برای خود رئیس دارد. اگر&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;مدیر عامل شرکت هم شما باشید باز هم کسی بالا دست شما هست. باید یاد بگیرید که بالا&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;دستی هایتان هم چطور کارهایشان را انجام می دهند. تا آنجا که می توانید باید در این &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;زمینه اطلاعات جمع آوری کنید. اگر بدانید که چطور کار افراد بالاتر از خود را انجام &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;دهید به دیگران این تفکر را می دهد که بعد از او شما بهترین کس برای دستیابی به آن &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;پست هستید&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;-٩&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;موفقیت هایتان را جشن بگیرید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;همه ی مدیر عامل ها &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;این کار را نمی کنند، اما باید بکنند. موفقیت چیزی نیست که همه به دست آورند و &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;بسیار نادر است. یک مدیر عامل خوب باید این خوشحالی را بقیه افراد و کارکنانش سهیم &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;شود و به آنها نیز پاداش دهد. این کار به آنها انگیزه ای قوی برای ادامه ی کار&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;خواهد داد. پس اگر موفقیتی عایدتان شد یا ترفیع رتبه گرفتید، فراموش نکنید که &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;همکارانتان را یک شب شام مهمان کنید&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;-١٠&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;هدفمند جلو روید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;آسان &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;است که موقعیت فعلیتان را با موقعیت ایده آلتان مقایسه کنید. ببینید الان کجا&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;هستید، و در آینده به کجا می خواهید برسید. این کار به شما انگیزه می دهد. برای &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;خودتان ایجاد هدف کنید و بعد در صدد رسیدن به آن هدف برآیید. ابزار و امکانات لازم &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" lang="AR-SA"&gt;برای رسیدن به هدفتان را فراهم کنید و با انگیزه جلو بروید&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #414141;" dir="ltr"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://zadbakhsh.persianblog.ir/post/47</link>
      <author>zadbakhsh</author>
      <comments>http://zadbakhsh.persianblog.ir/comments/10646/6025762/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-10646.post-6025762</guid>
      <pubDate>Wed, 29 Dec 2010 06:51:13 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>چهل عادت موثر افراد موفق</title>
      <description>&lt;p&gt;شاید این مطلب تکراری باشد،&amp;zwnj;ولی تکرار باعث یادگیری و تغییر رفتار در کسب و کار و امور مختلف زندگی می گردد. به تمام دوستانی که مایلیند از دریچه ای نو به کسب و کار خود بنگرند، پیشنهاد می کنم که زمانی را به مطالعه متن زیر اختصاص دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; color: #000080;"&gt;کرایگ هایپر؛ نویسنده، محقق، مقاله&amp;zwnj;نویس، مجری رادیو و تلویزیون و یک سخنران حرفه&amp;zwnj;ای است. در ۲۵ سال گذشته، او با کارهایش به&amp;zwnj;عنوان یک کارشناس حرفه&amp;zwnj;ای موفقیت در حوزه&amp;zwnj;های شخصی و اجتماعی معرفی شده. هاپیر یک سایت هم درباره سخنرانی موثر دارد که در آن نوشته:&amp;laquo;من خواسته&amp;zwnj;ام بخش&amp;zwnj;های مهم کتاب&amp;zwnj;های کمکی که تا به حال خوانده&amp;zwnj;ام و تجربه&amp;zwnj;هایی که در زندگی&amp;zwnj;ام داشته&amp;zwnj;ام را به صورت ۴۰ نکته کلیدی فشرده کنم و در اختیار دیگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا کتاب&amp;zwnj;هایی که در سطح جهانی فروخته می&amp;zwnj;شوند و درباره خودیاری هستند ممکن است برای بعضی&amp;zwnj;ها قابل استفاده باشند ولی من مایلم چیزی بنویسم که برای همه مفید واقع شود. &amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;1.فرصت&amp;zwnj;هایی را می&amp;zwnj;بینند و پیدا می&amp;zwnj;کنند که دیگران آنها را نمی&amp;zwnj;بینند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;2.از مشکلات درس می&amp;zwnj;گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می&amp;zwnj;بینند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;3.روی راه&amp;zwnj;حل&amp;zwnj;ها تمرکز می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;4.سرزنش نمی&amp;zwnj;کنند (واقعا فایده&amp;zwnj;اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان هوشیارانه می پذیرند و روشمندانه موفقیت&amp;zwnj;شان را می&amp;zwnj;سازند، در زمانی که دیگران آرزو می&amp;zwnj;کنند موفقیت به سراغ&amp;zwnj;شان آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بقیه در ادامه مطلب....&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;5.مثل بقیه ترس&amp;zwnj;هایی دارند ولی اجازه نمی&amp;zwnj;دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;6.سوالات درستی از خود می&amp;zwnj;پرسند. سوال&amp;zwnj;هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می&amp;zwnj;دهد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;7.به ندرت از چیزی شکایت می&amp;zwnj;کنند و انرژی&amp;zwnj;شان را به خاطر آن از دست نمی&amp;zwnj;دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی&amp;zwnj;بافی و بی&amp;zwnj;ثمر بودن است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;8.سرزنش نمی&amp;zwnj;کنند (واقعا فایده&amp;zwnj;اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;9.وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت&amp;zwnj;شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت&amp;zwnj;شان پیدا می&amp;zwnj;کنند و بیشتر از ظرفیت&amp;zwnj;شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;10.همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه&amp;zwnj;ریزی می&amp;zwnj;کنند و فکر می&amp;zwnj;کنند تا وقتی که کارشان را انجام می&amp;zwnj;دهند استرس کمتری داشته باشند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;11.خودشان را با افرادی که با آنها هم&amp;zwnj;فکر هستند متحد می&amp;zwnj;کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می&amp;zwnj;دانند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;12.بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت&amp;zwnj;انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می&amp;zwnj;کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی&amp;zwnj;گذارند زندگی&amp;zwnj;شان اتوماتیک&amp;zwnj;وار سپری شود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;13.به وضوح و دقیقا می&amp;zwnj;دانند که چه چیزی در زندگی می&amp;zwnj;خواهند و چه نمی&amp;zwnj;&amp;zwnj;خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی&amp;zwnj; می&amp;zwnj;کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;14.بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;15.در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی&amp;zwnj;&amp;zwnj;کنند و زندگی&amp;zwnj;شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی&amp;zwnj;دهند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;16.آنها دانش&amp;zwnj;آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می&amp;zwnj;کنند. آنها از راه&amp;zwnj;های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;17.همیشه نیمه پر لیوان را می&amp;zwnj;بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;18.دقیقا می&amp;zwnj;دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی&amp;zwnj;شان را با از شاخه&amp;zwnj;ای به شاخه&amp;zwnj;ای دیگر پریدن از دست نمی&amp;zwnj;دهند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;19.ریسک&amp;zwnj;های حساب&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ای انجام می&amp;zwnj;دهند؛ ریسک&amp;zwnj;های مالی، احساسی و شغلی.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;20.با مشکلات و چالش&amp;zwnj;هایی که برایشان پیش می&amp;zwnj;آید سریع و تاثیرگذار روبه&amp;zwnj;رو می&amp;zwnj;شوند و هیچ&amp;zwnj;وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی&amp;zwnj;کنند. با چالش&amp;zwnj;ها روبه&amp;zwnj;رو می&amp;zwnj;شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می&amp;zwnj;برند.&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;21.منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی&amp;zwnj;مانند تا آینده&amp;zwnj;شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می&amp;zwnj;سازند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;22.وقتی بیشتر مردم کاری نمی&amp;zwnj;کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;23.بیشتر از افراد معمولی روی احساسات&amp;zwnj;شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ&amp;zwnj;گاه برده احساسات&amp;zwnj;شان نمی&amp;zwnj;شوند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;24.ارتباط&amp;zwnj;گرهای خوبی هستند و روی رابطه&amp;zwnj;ها کار می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;25.برای زندگی&amp;zwnj;شان برنامه دارند و سعی می&amp;zwnj;کنند برنامه&amp;zwnj;شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه&amp;zwnj;ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;26.در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می&amp;zwnj;خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می&amp;zwnj;فهمند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;27.ارزش&amp;zwnj;های زندگی&amp;zwnj;شان معلوم است و زندگی&amp;zwnj;شان را روی همان ارزش&amp;zwnj;ها بنا می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;28.تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می&amp;zwnj;دانند که پول و موفقیت مترادف نیستند. آنها می&amp;zwnj;دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی&amp;zwnj;ها خیال می&amp;zwnj;کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته&amp;zwnj;اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;29.اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده&amp;zwnj;اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می&amp;zwnj;روند که کمتر کسی می&amp;zwnj;تواند برود، شاد می&amp;zwnj;شوند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;30.از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشی از اینکه کجا زندگی می&amp;zwnj;کنند و چه دارند و چه طور به نظر می&amp;zwnj;رسند، توجهی ندارند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;31.دست و دل باز و مهربان هستند و از اینکه به دیگران کمک می&amp;zwnj;کنند تا به خواسته&amp;zwnj;هایشان برسند خوشحال می&amp;zwnj;شوند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;32.متواضع هستند و اشتباهات&amp;zwnj;شان را با خوشحالی می&amp;zwnj;پذیرند و به راحتی عذرخواهی می&amp;zwnj;کنند. آنها از توانایی&amp;zwnj;هایشان خاطر جمع هستند ولی به آن مغرور نمی&amp;zwnj;شوند. آنها خوشحال می&amp;zwnj;شوند که از دیگران بیاموزند و از اینکه به دیگران کمک می&amp;zwnj;کنند تا خوب به نظر برسند بیشتر از کسب افتخارات شخصی&amp;zwnj;شان لذت می&amp;zwnj;برند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;33.انعطاف&amp;zwnj;پذیر هستند و تغییر را غنیمت می&amp;zwnj;شمارند. وقتی وضعیتی پیش می&amp;zwnj;آید که عادت&amp;zwnj;ها و آسایش روزمره&amp;zwnj;شان را بر هم می&amp;zwnj;زند از آن استقبال می&amp;zwnj;کنند و با آغوش باز وضعیت جدید و ناشناس را می&amp;zwnj;پذیرند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;34.همیشه سلامت جسمانی خود&amp;zwnj;شان را در وضعیت مطلوبی نگه می&amp;zwnj;دارند و می&amp;zwnj;دانند که بدنشان خانه&amp;zwnj;ای است که در آن زندگی می&amp;zwnj;کنند و به همین خاطر، سلامت جسمانی برای آنها خیلی مهم است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;35.موتور بزرگ و پرقدرتی دارند. سخت کار می&amp;zwnj;کنند و تنبلی نمی&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;36.همیشه منتظر بازتاب کارهایشان هستند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;37.با افراد بدذات و غیرموجه نشست و برخاست نمی&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;38.وقت&amp;zwnj;شان و انرژی&amp;zwnj;شان را روی وضعیت&amp;zwnj;هایی که از کنترل&amp;zwnj;شان خارج&amp;zwnj; است صرف نمی&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;39.کلید خاموش روشن دارند. می&amp;zwnj;دانند چگونه استراحت کنند و ریلکس شوند. از زندگی&amp;zwnj;شان لذت می&amp;zwnj;برند و سرگرم می&amp;zwnj;شوند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;40.آموخته&amp;zwnj;هایشان را تمرین می&amp;zwnj;کنند. درباره تئوری&amp;zwnj;های عجیب و غریب خیالبافی نمی&amp;zwnj;کنند بلکه واقع&amp;zwnj;بینانه زندگی می&amp;zwnj;کنند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://zadbakhsh.persianblog.ir/post/46</link>
      <author>zadbakhsh</author>
      <comments>http://zadbakhsh.persianblog.ir/comments/10646/5941220/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-10646.post-5941220</guid>
      <pubDate>Sun, 12 Dec 2010 05:49:45 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>فروش آنلاین خود را افزایش دهید.</title>
      <description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img title="فروش آنلاین خود را افزایش دهید." src="http://fecenter.net/UserData/pictures/533726010dee4bcda5c657722550c527.jpg" alt="فروش آنلاین خود را افزایش دهید." /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;صاحب یک فروشگاه آنلاین از مدیر وبسایت فروشگاه ساز آنلاین ولوژن سوال نمود که چگونه باید فروش آنلاین خود را افزایش دهد. سرپرست گروه مرتبط نیز چند نکته جهت راهنمایی به مشتری خود ایمیل کرد. شاید این نکات برای کسب و کار آنلاین شما نیز مفید باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;لطفا برای مطالعه ادامه مقاله، فایل مورد نظر را از آدرس زیر دانلود نمائید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از سایت آفتاب:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a title="فروش آنلاین خود را افزایش دهید." href="http://aftab.ir/articles/computer_internet_infortmation_technology/internet_network/c14c1244460120_e_business_p1.php"&gt;http://aftab.ir/articles/computer_internet_infortmation_technology/internet_network/c14c1244460120_e_business_p1.php&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از سایت fecenter:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a title="فروش آنلاین خود را افزایش دهید." href="http://fecenter.net/Pages/Article.aspx?id=89"&gt;http://fecenter.net/Pages/Article.aspx?id=89&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://zadbakhsh.persianblog.ir/post/45</link>
      <author>zadbakhsh</author>
      <comments>http://zadbakhsh.persianblog.ir/comments/10646/3063491/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-10646.post-3063491</guid>
      <pubDate>Mon, 22 Jun 2009 09:01:56 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>شش نکته برای یافتن کلمه کلیدی مناسب</title>
      <description>&lt;p style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://www.euwant.com"&gt;&lt;img title="بازاریابی مبتنی بر موتورهای جستجو" src="http://fecenter.net/UserData/pictures/e340d7acacb54371844e7ce52ce320c3.jpg" alt="بازاریابی مبتنی بر موتورهای جستجو" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;با اینکه بیشترین بازارهای آنلاین این حقیقت را قبول دارند که موتورهای جستجو می توانند شمار عظیمی از ترافیک ارزان قیمت را به وب سایتشان بیاورند، واقعیت شگفت انگیز اینست که بسیاری از آنان حداقل اطلاعاتی راجع به نحوه انجام این کار دارند و یا هیچ عملی برای این موضوع انجام نمی دهند. رویکردهای متفاوت بسیاری ساختار بازاریابی بر اساس موتورهای جستجو را شکل می دهند که شامل : ثبت یک سایت در موتورهای جستجو، ایجاد محتوای بهینه سازی شده برای موتورهای جستجو، ایجاد لینک های داخلی زیاد مبتنی بر نوع فعالیت وب سایت و یا ایجاد فضاهای گفتگو و انجمن های تخصصی درباره واژه های کلیدی می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;لطفا برای مطالعه ادامه مقاله، فایل مورد نظر را از آدرس زیر دانلود نمائید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;از سایت آفتاب:&lt;/p&gt;
&lt;p style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://aftab.ir/articles/computer_internet_infortmation_technology/internet_network/c14c1243832919_keyword_p1.php"&gt;http://aftab.ir/articles/computer_internet_infortmation_technology/internet_network/c14c1243832919_keyword_p1.php&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یا از سایت &lt;a title="http://www.fecenter.net" href="http://www.fecenter.net/"&gt;Fecenter.net&lt;/a&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://fecenter.net/Pages/Article.aspx?id=87"&gt;http://fecenter.net/Pages/Article.aspx?id=87&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://zadbakhsh.persianblog.ir/post/44</link>
      <author>zadbakhsh</author>
      <comments>http://zadbakhsh.persianblog.ir/comments/10646/2983966/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-10646.post-2983966</guid>
      <pubDate>Tue, 02 Jun 2009 13:16:54 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>در سال 1388 ، اصلا قاشقی در کار نیست!!!</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img title="Martix" src="http://www.fecenter.net/UserData/pictures/92f08c6c141c4ed29de4ff810d25121c.jpg" alt="Matrix" width="428" height="331" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;معمولا شناخت خود و قابلیت های ذهنی هر فرد، آخرین کاری است که ما انسانها به آن می پردازیم. زنجیره ای از حوادث تکراری در زندگی همه ما، مانند یک برنامه از پیش تعیین شده، سبب شده که ماشین وار به مسیری حرکت کنیم که انگار، تخطی از آن گناهی نابخشودنی در زندگی است. این جذاب ترین گناه، خلاقیت نام دارد. وقتی سیر آموزش را در جوامع مختلف بشری مطالعه می کنیم، می بینیم که با کمی اغماض، شباهت های بسیاری به یکدیگر دارند، آموزه هایی که از ابتدای ورود کودکان به کودکستان، دبستان و ... به ذهن و روح آنان تزریق می شود، بیشتر منع کننده، حفاظت کننده و تابع پرور است تا ایجاد کننده فضای آزادی ذهنی، خلاقیت در رفتار و گفتار آنها.&lt;br /&gt;لطفا برای مطالعه ادامه مقاله، فایل مورد نظر را از آدرس زیر دانلود نمائید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از سایت آفتاب:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://aftab.ir/articles/applied_sciences/psychbiology/c12c1236506728_mental_p1.php"&gt;http://aftab.ir/articles/applied_sciences/psychbiology/c12c1236506728_mental_p1.php&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یا از سایت &lt;a title="http://www.fecenter.net" href="http://www.fecenter.net"&gt;Fecenter.net&lt;/a&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://www.fecenter.net/Pages/Article.aspx?id=86"&gt;http://www.fecenter.net/Pages/Article.aspx?id=86&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://zadbakhsh.persianblog.ir/post/43</link>
      <author>zadbakhsh</author>
      <comments>http://zadbakhsh.persianblog.ir/comments/10646/2688246/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-10646.post-2688246</guid>
      <pubDate>Mon, 09 Mar 2009 05:31:20 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>درباره الکسا اینترنت</title>
      <description>&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 150%; font-family: 'Tahoma','sans-serif';" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;img title="الکسا اینترنت" src="http://www.fecenter.net/UserData/pictures/38e5c6705cbb45e8904c58c3a701a60b.bmp" alt="السکا اینترنت" width="380" height="300" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 150%; font-family: 'Tahoma','sans-serif';" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;حتما برای شما پیش آمده است که از رسانه ها شنیده باشید، که میزان خرید کاربران یاهو در روز عید پاک سه درصد افزایش داشته است ، یا اینکه سایتی در تعطیلات مراجعه کنندگان خود را از دست داده است، این طور که به نظر می رسد خود صاحبان سایت علاقه ای به انتشار اطلاعات و بازخورد های متفاوت سایت خود (به جز بهبود ها) را ندارند. ولی این رسانه های معتبر ، چگونه به این اطلاعات دسترسی پیدا کرده اند؟ گاهی افشای یکی از این اخبار می تواند سبب رکود یا صعود سهام یک وب سایت گردد. برای بسیاری از سرمایه گذاران نیز دسترسی به اطلاعات جهت برنامه ریزی و سیاست گذاری در کسب و کار الکترونیکی خود، امری حیاتی است. چه بسا مدیران اجرایی این وب سایت ها با ارائه اطلاعات و آمارهای نادرست به سهامداران، آنان را در برنامه ریزی به اشتباه بیاندازند. در اینجا قصد داریم سایتهای اطلاعات اینترنتی را به شما معرفی کنیم که بدون دخالت انسان و هوشمندانه گزارشات و اطلاعات تقریبا دقیقی از هر وب سایتی که مد نظر داشته باشید را به شما ارائه می دهد. یکی از این وب سایتها، الکسا است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 150%; font-family: 'Tahoma','sans-serif';" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;برای مطالعه ادامه مطلب به یکی از سایتهای زیر مراجعه نمائید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"&gt;&lt;span style="line-height: 150%; font-family: 'Tahoma','sans-serif';" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;سایت FEcenter.net:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://www.fecenter.net/Pages/Article.aspx?id=85"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;http://www.fecenter.net/Pages/Article.aspx?id=85&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-indent: 36pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;سایت aftab.ir:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-INDENT: 36pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://www.aftab.ir/articles/computer_internet_infortmation_technology/internet_network/c14c1234083596_alexa_p1.php"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;http://www.aftab.ir/articles/computer_internet_infortmation_technology/internet_network/c14c1234083596_alexa_p1.php&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://zadbakhsh.persianblog.ir/post/42</link>
      <author>zadbakhsh</author>
      <comments>http://zadbakhsh.persianblog.ir/comments/10646/2614743/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-10646.post-2614743</guid>
      <pubDate>Tue, 17 Feb 2009 11:05:14 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>موانع تجارت الکترونیکی در ایران</title>
      <description>&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;img title="موانع تجارت الکترونیکی در ایران" src="http://www.euwant.com/eshop/euNewsPic/images/71f615b013e44d7e9a86ce1a09202eb8.jpg" alt="موانع تجارت الکترونیکی در ایران" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;امروزه در بسیاری جاها از قبیل روزنامه، مجلات، رسانه&amp;zwnj;ها، عباراتی به گوش می&amp;zwnj;رسد چون تجارت الکترونیک، پول الکترونیکی و ارتباطات الکترونیکی، اما آنچه مورد توجه کافی قرار نمی&amp;zwnj;گیرد وابستگی این مطالب و مفاهیم به ساختار اصلی فناوری روز و مدرن است؛ به طوری که اغلب فراموش می&amp;zwnj;شود تجارت الکترونیک یکی از تولیدات اصلی فناوری&amp;zwnj;های مدرن و از نتیجه&amp;zwnj;های توسعه ارتباطات است. بسترها و ابزارهای تجارت همیشه در حال جدید شدن و دگرگونی است تا دسترسی به منابع آن را آسان کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;● مقدمه&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;در دنیای امروز با توجه به رشد روزافزون اینترنت و داشتن جهانی رو به تمام الکترونیک شدن و با توجه به شغلهای فراوان کاری که افراد در حال و آینده&amp;zwnj;ای نه چندان دور دارند و مطمئناً خواهان راحتی بیشتر و سریعتر در دسترس بودن مایحتاج خویش هستند و ما باید این حقیقت بزرگ را بپذیریم که این مورد انکارناپذیر یعنی اینترنت این دهکده جهانی می&amp;zwnj;تواند تمام مشکلات هزینه&amp;zwnj;ای و زمانی و مکانی را به سادگی هرچه تمام&amp;zwnj;تر حل کند و این پدیده خارق&amp;zwnj;العاده رو به پیشرفت است که یکی از مهمترین و سودمندترین تولیدات آن تجارت الکترونیک است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;ولی کشور ما ایران از این پدیدة سودمند تا حدودی عقب مانده و هنوز بسترهای لازم برای بهره&amp;zwnj;مندی از این صنعت را فراهم نکرده است به دلایلی که می&amp;zwnj;توان به برخی از آنها در این مقاله اشاره کرد. ما قبل از همه می&amp;zwnj;خواهیم تعریفی از تجارت الکترونیک داشته باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;● &amp;laquo;تجارت الکترونیک چیست؟&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;تجارت الکترونیک تعاریف متعددی دارد که می&amp;zwnj;توان به آنها اشاره کرد:&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;تجارتی که مبنی بر (Web) باشد که در تمام ابعاد و فرآیندهای بازار بتوان با استفاده از اینترنت و تکنولوژی روز انجام داد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;به طور کلی واژه تجارت الکترونیک همان گونه که از اسمش پیداست به معاملات و خرید و فروشهایی گفته می&amp;zwnj;شود که الکترونیکی انجام می&amp;zwnj;گیرد. که از طریق شبکه&amp;zwnj;های ارتباطی صورت می&amp;zwnj;گیرد بدین گونه که ابتدا خریدار یا مصرف کننده اجناس موردنیاز خود را از طریق اینترنت در یک فروشگاه مجازی جستجو کرده و سفارش می&amp;zwnj;دهد و نهایتاً پس از پرداخت وجه از طریق اینترنت کالای خود را در طی زمانی مشخص و قابل قبول دریافت می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;در تعریف دیگر تجارت الکترونیک می&amp;zwnj;توان گفت تجارتی است مبتنی بر استفاده از تکنولوژی ارتباط و اطلاعات در کسب و کار &amp;laquo;نقدی بر چالشهایی که بر سر راه تجارت الکترونیک در کشور ما وجود دارد&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;در کشور ما تلاشهای بسیار زیادی برای بهبود بخشیدن به وضعیت بسترهای الکترونیکی و کاربردهای تجارت الکترونیک در بیشتر بخشهای کشور شده است و این امر باعث نمایان شدن اثرات و هماهنگی&amp;zwnj;هایی بین بخشها و تسهیل اقتصادی در جامعه شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;تجارت الکترونیک این توان را دارد که ایجاد فرصتهایی از قبیل فرصتهای بسیار زیاد شغلی که بیشتر مردم مخصوصاً جوانان خواستار آن هستند و باعث صرفه&amp;zwnj;جویی در هزینه&amp;zwnj;های راه&amp;zwnj;اندازی و زمان راه&amp;zwnj;اندازی یک تجارت یا کسب و کار می&amp;zwnj;شود، تحولی در اقتصاد کشور ایجاد &amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;بی&amp;zwnj;شک برای دسترسی به موفقیتهای بیشتر باید فعالیتهای صورت گرفته را ارزیابی کرده و با سرعت بخشیدن به کارها و بهره بردن درست از تجارت جهانی باعث ارتقای سطح فرهنگ استفاده از تجارت الکترونیک و تعامل خیلی مهم که باید مابین دولت و بخش خصوصی است شویم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;● چالشهای توسعه تجارت الکترونیکی در ایران&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;از چالشهایی که بر سر راه توسعه تجارت الکترونیک در ایران نحوة پرداخت در اینترنت می&amp;zwnj;باشد که باید از طریق کارت اعتباری انجام گیرد، ما می&amp;zwnj;خواهیم تعریف و تاریخچه&amp;zwnj;ای از کارت اعتباری و دلایل مشکل آن در ایران داشته باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;۱)یکی از سریعترین و مفیدترین و به صرفه&amp;zwnj;ترین روشهای پرداخت در کل دنیا، پرداخت از طریق کارت اعتباری می&amp;zwnj;باشد. این کارتها که حدود نیم قرن سابقه دارند ابتدا در قالبهای محلی و جهت موارد خاصی برای پرداخت استفاده می&amp;zwnj;شد و سپس به جایی رسید که در حال حاضر در در بیشتر معاملات جهانی متداول&amp;zwnj;ترین نوع پرداخت همین کارتهای اعتباری هستند و می&amp;zwnj;توان گفت که در بیشتر نقاط جهان قابل استفاده می&amp;zwnj;باشد از طریق پذیرنده&amp;zwnj;های (online).&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;امروزه یکی از مهمترین روشهای پرداخت در اینترنت یا اصلی&amp;zwnj;ترین روشهای پرداخت در اینترنت استفاده از همین کارتهای اعتباری می&amp;zwnj;باشد که فروشگاههای مختلف اینترنتی امکان برداشت از این کارتها را به صورت (online) خواهند داشت که بنابر سیاستهای خود می&amp;zwnj;توانند پذیرای یک یا چند کارت اعتباری باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;▪ کارتهای اعتباری در یک نظام پیوسته مالی قرار نگرفته وقتی مؤسسات مالی و بانکها از پذیرش این کارتها خودداری می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;▪ استفاده از این کارتها در مراکز فروش هنوز جانیفتاده و این کارتها به عنوان ابزاری جانبی در بعضی فروشگاهها و مراکز قابل استفاده هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;▪ این کارتها را هنوز به طور کامل نمی&amp;zwnj;توان تمام الکترونیک خواند و با هیچ&amp;zwnj;گونه سیستم دیگری غیر از سیستمهای مخصوص بانکهای عامل سازگاری ندارند، به طور مثال هیچ یک از این کارتها قابلیت کار در اینترنت و شبکه&amp;zwnj;های داخلی را به طور کامل ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;۲) در کشور ما مؤسسه یا مؤسساتی وجود ندارد که با استفاده از یک سیستم حسابداری الکترونیک مالی داخلی بر ایجاد سیستمهای کارآمد برای فروش&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;(online) بپردازند، چون ایجاد کردن چنین مؤسساتی بدون داشتن یک سیستم مالی و حسابداری یکپارچه غیرممکن است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;۳) شبکه پست و سیستم حمل و نقل کشورمان چندان کیفیت بالایی ندارد که بتواند نقل و انتقال محصولات و مرسولات را در مدت زمانی منطقی انجام دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;۴) مشکلات زیرساختی زیادی در شبکه مخابراتی کشور وجود دارد که باعث می&amp;zwnj;شود دسترسی آسان به اینترنت برای تمام مردم یکسان نباشد. در عین حال شبکه جامع ملی نیز وجود ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;عوامل فوق سببب شده است که انچه به عنوان تجارت الکترونیک در کشور ما به مرحلة ظهور رسیده است، به فعالیتهای غیرمتمرکز و غیر سازمان یافته محدود شود و کاتالوگ&amp;zwnj;ها و بروشورهای شبکه&amp;zwnj;ای موجود فقط جنبه دکوری و فانتزی و یا اطلاع&amp;zwnj;رسانی صرفاً به خود بگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;laquo;با امید به اینکه مسئولان و افراد مرتبط با این موضوع بتوانند موانع و چالشهای مربوط به این امر مهم جهانی که باعث بهبود بخشیدن وضع اقتصادی و ورود ایران به دنیای جهانی تجارت الکترونیک را رفع کنند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نویسنده: فرشید صادقی دانشجوی رشته فن&amp;zwnj;آوری اطلاعات سازمان مدیریت صنعتی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href="http://www.euwant.com/FA/?src=site-news&amp;amp;id=22"&gt;http://www.euwant.com/FA/?src=site-news&amp;amp;id=22&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://zadbakhsh.persianblog.ir/post/41</link>
      <author>zadbakhsh</author>
      <comments>http://zadbakhsh.persianblog.ir/comments/10646/2523963/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-10646.post-2523963</guid>
      <pubDate>Sun, 25 Jan 2009 11:02:03 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
