+ چرا تشویق مردم به کارآفرین شدن یک سیاست عمومی نادرست است
مقاله ای که پیش رو دارید، اثر اسکات شین و به ترجمه وحید فعالیت می باشد. توضیحات در مورد نویسنده به خوبی در خود متن آورده شده، و این مطلب از این نظر مهم است که همانطور که تیتر این مقاله تکان دهنده است، نگارنده آن نیز در این باب، دستی بر آتش دارد و نه اینکه یک تیتر شعاری را آورده باشد. از همه اندیشمندان دعوت می کنم که به نوعی نگاه دیگر که در بطن این مقاله نهفته است، توجه فرمایند:
در سالهای اخیر کارآفرینی به شدت مورد توجه محققان و سیاستگذاران قرار گرفته است که این مساله اغلب منتج از این دیدگاه است که کارآفرینی میتواند یکی از راهبردهای مناسب برای رشد اقتصادی و رفع بیکاری باشد. دیدگاه مذکور به طور زیادی مورد توجه مسوولان کشور ما نیز قرار گرفته است که نمود بارز این مساله را میتوان در سخنرانیها، مکاتبات و مصوبات مقامات ذینفوذ کشور مشاهده کرد. این مقاله نگاه نقادانه و عمیقتری به سیاستهای کارآفرینی رایج دارد و میتواند در تصمیمسازی و تصمیمگیریهای آتی سیاستگذاران حوزههای مربوطه بسیار مفید باشد.
در اهمیت این مقاله باید اشاره کرد که اسکات شن برنده «جایزه جهانی برای تحقیقات حوزه کارآفرینی» در سال 2009 است. همچنین منبع اصلی این مقاله کتاب اخیر او با عنوان «توهم کارآفرینی: افسانه پرهزینهای که کارآفرینان، سرمایهداران و سیاستگذاران با آن زندگی میکنند» است و این مقاله در مراسم اهدای جایزه، در استکهلم سوئد توسط وی ارائه شده است.
بقیه در ادامه مطلب ...
...
ادامه مطلب
+ قدردانی
این مطلب به نظر من خیلی مفید آمد، امیدوارم که برای شما دوستان نیز مفید واقع گردد.
ادامه مطلب
+ معما جالب بیل گیتس برای استخدام در مایکروسافت

دو اتاق در مجاورت هم قرار دارند. هر کدام یک در دارند ولی هیچکدام پنجره ندارند. درهایشان که بسته باشد درون اتاقها کاملا تاریک است. در یک اتاق سه چراغ برق به توانهای ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات و در اتاق دیگر سه کلید برق مثل هم وجود دارد. ما نمیدانیم کدام کلید کدام چراغ را روشن می کند ( مثلا نمیدانیم آیا کلید وسطی مربوط است به چراغ وسطی یا به چراغهای دیگر اما بطور قطع میدانیم که هر کدام از کلید ها یکی از چراغها راروشن میکند. همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم). شما معلوم کنید که هر کلید مربوط به کدام چراغ است. برای اینکار و در شروع، شما باید در اتاق کلیدها باشید و کار را از آنجا شروع کنید. شما میتوانید هر چند مرتبه که بخواهید کلیدها را روشن و خاموش کنید. اما شما تنها هستید و نمی توانید از کسی کمک بگیرید وهیچگونه وسیله ای هم خواه برقی خواه غیر برقی بهمراه ندارید و مهمتر از همه اینکه شما حق ندارید بیش از یکبار وارد اتاق چراغها شوید و وقتیکه وارد شدید وبیرون آمدید، دیگر نمیتوانید مجددا وارد آن اتاق بشوید. این معما را بیل گیتس در سال 2002 طراحی کرد تا از بین 100 مهندس یکی را برای شرکتش انتخاب کند. حال بفرمایید که هر کلید کدام چراغ را روشن می کند؟
اگر نتوانستید معما را حل کنید به وب سایت کارآفرینان آتیه اندیش مراجعه کنید تا پاسخ آنرا بیابید.
آدرس پاسخ:http://www.fecenter.net/Pages/Article.aspx?id=50
+ ده قانون طلائی گوگل
این که گوگل همه جوره بفکر کارمنداش هست یک موضوع انکار ناپذیره ولی آیا شما اسم این روتوجه به کارمندان می زارید یا به نوعی سر اونها رو گرم کردن؟
مصداق همون پخش موسیقی برای گاوها موقع شیردهی که میزان شیردهی اونها رو افزایش می داد. حالا کمی وارد عمق قضیه می شیم تا بهتر اهداف گوگل رو برای این کار درک کنیم.
کارمندان گوگل بسیار مفید و در اصطلاح productive هستند.
مسئولین ارشد بخش کارمندان گوگل به یک نتیجه مهم دست یافته اند: مهندسان و کارمندان مملو از علم ما انتظار دارند که به خاطر علمشان به آنها رسیدگی شود، نه اینکه صرفا یک کارمند رسمی ساعت 9 تا پنج باشد (nine to five) . این شناخت یعنی ما طوری به کارمندان خود خدمات می دهیم که ماکزیموم (حداکثر) کارایی خود را در ساعات کاری ارائه کنند.
حال گوگل برای جذب هر کارمند کار آمد ده استراتژی بسیار موثر را برای خود دارد: بینید!
استراتژی اول: استخدام کمیته ای) هر کس خواهان استخدام در گوگل باشد باید حداقل با 6 نفر مصاحبه انجام دهد، هر مصاحبه یک بعد از فرد را پوشش می دهد و در نهایت فرد با نظر کمیته ناظر استخدام می شود. این استراتژی از اویل کار گوگل به کار برده شده و گفته می شود با اینکه کمی پروسه (فرآیند) استخدام را طولانی می کند ولی به هر حال سود زیادی عائد گوگل شده است ( همین که از کارمنداش ضرر نکرده یه سود خیلی بزرگه)
استراتژی دوم حذف نیازها و دل مشغولی های هر کارمند از مشغله او می باشد. یعنی گوگل تغذیه سالم، شستشوی ماشین، حمل و نقل با توبوس، ورزش، اتاق های ماساژ، اصلاح و آرایش مو و خیلی دیگر از مواردی را که ممکن است کارمند را مشغول خود کند برای آنها تامین می کند. یک برنامه نویس باید برنامه بنویسد نه اینکه نگران اتو کردن کت وشلوارش باشد. (این قضیه برای خود من خیلی جالب است، مصداق یکی از داستان های ادبی که خطیبی زبردست برای پادشاه مصر نامه می نوشت که ناگهان متوجه می شود در خانه آرد ندارد، این موضوع بقدری آزارش می دهد که در نامه رسمی پادشاه می نویسد “آرد نماند” و متوجه هم نمی شود. مدتی بعد پادشاه مصر اورا فرامی خواند و از مال و منان دنیا و ضروریات زندگی هرچی که هست در اختیارش قرار می ده و می گه : خطیبانی مثل شما که مسئولیت سنگینی بر عهده دارید باید همه چیزتان تامین باشد تا در اجرای امور خود دچار مشکل و دردسر نشوید)
روش بعدی گوگل جمع کردن همه کنار هم هست. تمام پروژه های گوگل مبتنی بر تیم اجرا می شن، و کار تیمی یعنی باهم بودن. لذا تو گوگل اتاق کم به چشم می خوره، کارمندان برای اجرای پروژه معمولا کنار هم هستند و نیازی نیست که زنگ بزنن، ایمیل بفرستند یا … . حتی من شنیدم یکی از مدیران عامل یکی از شعبات اتاق خودش رو با بقیه به اشتراک گذاشته بود و خودش هم پیش برنامه نویسان حرفه ای می نشست و این رو بهترین راه برای یاد گرفتن موارد تازه می دونست.
آسان ساختن همکاری راهکار بعدی گوگلی هاست. کارمندان هر هته یکبار از فعالیت های خود یک snippet یا یک یادداشت برای همه می فرستند. این به اشتراک گذاری می تونه همه رو از کارهای بقیه آگاه کنه و گامی موثر در synch یا همسان سازی شارش کاری بحساب می آد.
پنجمین استراتژی استفاده از یک شبکه وب داخلی برای اطلاع رسانی به کارمندان هست. به این شرح که یک وب در داخل تمام اطلاعات رو در بر داره، مثلا اطلاعات پروژه ها، میزان پیشرفت اونها و … . حتی گوگل معتقد هست یکی از عواملی که باعث شد جیمیل خیلی موفق از آب دربیاد این بود که این سرویس میل ماه ها در خود گوگل بصورت داخالی بر روی شبکه در حال اجرا بود. این یعنی متخصصین گوگل فرصت کافی برای یافتن خطاها و اصلاح اونها رو داشتند.
تشویق خلاقیت یکی دیگر از راهکارهای گوگل است. همانطور که شاید بدانید کارمندان گوگل 20 درصد از زمان خود را می توانند صرف کار برروی پروژه های خود انجام دهند. حتی یک نرم افزار در شبکه گوگل به عنوان جعبه پیشنهادات دائم در دسترس کارمندان است. کارمندان می توانند ایده های خود را در این جعبه نوشته و بقیه نیز می توانند برای آنها نظر صدر کنند یا آنها را رتبه بندی کنند. گفته می شود بسیاری از نوآوری های گوگل از همین جعبه به دست می آید.
در قانون هفتم گوگلی ها معتقند که “بیشتر، بیشتر از کمتر می داند”. این یعنی تصمیم گیری بر اساس نظر همه اجرا می شود. در گوگل مدیر عامل یک جمع کننده نظرات است نه صادر کننده رای. تصمیم گیری در گوگل اگرچه به این دلیل کمی طولانی می شود ولی در نهایت بهترین و عامه پسند ترین رای ها صادر می شوند.
بدصفت نباشید! این قانون و شعار گوگل است. در گوگل هیچ کس صندلی پرت نمی کند و این یعنی بالا بردن صبر و احترام کارمندان نسبت به یکدیگر. م بر خلاف بسیاری از شرکت ها که یک سری مدیر هستند و به زیر دستان زور می گویند، گوگل محفل آزادی و آسودگی است.
نهمین قانون گوگل up-to-date بودن است. در هریک از زمینه هایی که گوگل به فعالیتمی پردازد تعدادی آنایز کننده و متخصص دائم در حال جمع آوری اطلاعات بروز آن زمینه می باند.
و در نهایت قانون آخر گوگل برای خلق محیطی کاملا کارا و مناسب برگزاری مراسمی در روزهای جمعه می باشد. تازه وارد ها معرفی می شوند. سوال و جواب هایی پرسیده می شود و از کارمندان به نحوه احسنت پذیرایی می شود. این یعنی مدیران کامل در جریان امور کارمندات قرار می گیرند و بلعکس! یک محیط کاملا محیا برای یک کار سرشار از اعتماد
منبع: کاریزما مشاور


